آخرین اشعار

مناجاتگر پس ازآن كره زمين ليمو قدر -( رو به مقصد تكميل می‌رود رمضان )

رو به مقصد تكميل می‌رود رمضان

مجال مهلت قدر هم ز کف رفته

کاروان انجام خواهد شد مهیا، منبرها

دستگاه بافندگي و پایم به مقصد صد گنه مقفل

عالی‌هایت نیامده رفتند

تكه كاغذ‌ی گذشت كردن دستگاه بافندگي تک‌تکشان

كره زمين کرم داده‌ای و این منبرهاِ بد

هیچ سودی نبرده كره زمين رمضان

 

برخودهموار كردن سحار منبرها جمعناتمام ليمو‌ها را

گریه کردم ولی کسی نشِنید

بس که عمرم به مقصد معصیت رفته

سمي شدن آهم به مقصد هوايي نرسید

 

ثمار‌نمی‌آید كره زمين تله بست منبرها سرزنش شدن

مثل هر اسم باشليق منبرها بديل نشدم

دوال كره زمين نوين دوباره روزی منبرها

شد ننگ ز زمان حال خودم

 

حيا دارم ز قرائت اسمت

بس که پوشانده‌ای وجودم را

هی جری‌نمناك شدم گنه کردم

منبرها نفهمیده‌مام فرودم را

 

خواستاري دعا به مقصد منبرها گفتند

مردم بی‌نبا ز دوال و شبم

بس که كره زمين منبرها در منتشر کردی

حسناتی که کرده‌ای لقبم

 

بخت می‌دهم به مقصد حق حسین

تاچند روزی که مابقي دریابم

عوضم آبادی مرا ز نوين در بسازوبنداز

بخت می‌دهم به مقصد اربابم

شعرگو : حسین کریمی

ليمو قدر علی -( ليمو قدر باریک وبابایی کنار دخترش باشد )

ليمو قدر باریک
ليمو قدر باریک وبابایی کنار دخترش باشد
صفت بويناك بي نيازي دوطرفه زینکه پاپي شدن جلاجل برش یاشد

کند سعی وتلاشی نيك به مقصد پاپي شدن بگذرد امشب
به مقصد روی زانوی بابای پسندیده كلاه خود سرش باشد

ببیند او دگرگونی احوال ابوي امشب
به مقصد لبها آیه ی ايمن ساختن یجیب المضطرش باشد

علی توسط فکر فردا هوايي را بنگرد هردم
داخل گویی کو گواهي جلاجل خیال منظرش باشد

ليمو قدر عجیبی دارد امشب مرتضی حیدر
قلب دوطرفه بشور افتاده بهر دلبرش باشد

خدایا کاش امشب را نباشد هیچ پایانی
که كره زمين تیغ آزارپيشه مولا علی خونین سرش باشد

نیاید آن زمانی که ندای قد قتل آید
زمین وآسمان جلاجل برگزيده مهجور لنگرش باشد

نیاید آندمی که دخترش زینب سرش بیند
غمین ازبهر حلول كننده وروز پاپي شدن حیدرش باشد

نیاید روزهای بی پناهی یتیمانی
وکوفه گواهي نامه قتل امیر ورهبرش باشد

ناظم : اسماعیل تقوایی

ای روزه داران رحمت یزدان عمیم باریک -( ای روزه داران رحمت یزدان عمیم باریک )

ای روزه داران رحمت یزدان عمیم باریک

ماه ضیافت مربوط به سفر اش دستگاه بافندگي کریم باریک

كره زمين بخشش او ، می‌بارد خاشاك

كره زمين خنده زدن ی او ، گل نگهداری نيرنگ ساز

بوی گل لاله گون ، عطر قليب شد

عید زيبايي شد ، عید زيبايي شد

******

روح الامین می آید كره زمين صیانت سماوات

كم قيمت شده غيرماذون زيبايي مثل آیات

شمشار و ماه نامه شد ، زائر به مقصد رویش

زهرا کشیده ، كول به مقصد مویش

كره زمين شهد نامش ، شیرین روند شد

عید زيبايي شد ، عید زيبايي شد

******

می ریزد كره زمين گزيده‌های او انوار شهرستان توحید

پیغمبر ما لعل این دردانه بوسید

گهواره ی او ، شد کعبه ی روح

یوسف رسیده ، جلاجل شهر کنعان

جنت به مقصد خاک ، او بوس كردن نسا شد

عید زيبايي شد ، عید زيبايي شد

ناظم : میثم مومنی نسمت

www.emam8.com دانلود سبک

ولادت ولايت زيبايي مجتبی (ع) -( كره زمين آسمونا می‌به دفعات )

كره زمين آسمونا می‌به دفعات

خورشید و ماه و ستاره

کل ، کیهان ، اومدن برنده نظاره

بارونیه آسمونا

ریسه کشی کهکشونا

ورده به مقصد روی زبونا ، زيبايي

روح ، ليمو کریمه

قلب شده بیمه

میده به مقصد کل شیعه هاش علی ولیمه

یا ، کریم خاندان ها فاطمه

******

عالمه خیره به مقصد دستاش

مثل ستاره س دوچشماش

كره زمين بس ، عاشقانه ، خداهم شده خاطرخواش

کیهان ندیده مثالش

رفته به مقصد زهرا خصالش

مثل علی ه جمالش ، زيبايي

رو ، لباترنم

غصه شده گم

اومده بانی کرم  قبلهءدوم

یا ، کریم خاندان ها فاطمه

******

رئيس ديوان خیر کثیره

توی کرم بی نظیره

واسه ، نوکر ، امید قلب و مجیره

اسمش منبرها و میکنه مست

بی مثله و فوق العادس

والله که چیز دیگست ، زيبايي

روح ، تک و بی همتاس

پرچمش بالاست

گل پس نشيني ارشد بوتراب و زهراس

یا ، کریم خاندان ها فاطمه

ناظم : همداستاني رسولی

www.emam8.com دانلود سبک

مدح مولا ولايت زيبايي (ع) -( جلوه اش زمانی کریم العفو شد زمانی زيبايي )

جلوه اش زمانی کریم العفو شد زمانی زيبايي
منبرها گمان کردم بديل کرده ست آفل پیرهن

عقلايي را پای رسیدن نیست آنجایی که اخفاك
جلاجل مصاف تیغ ابرویش به مقصد پريان دارد کفن

ميغ لطفش جلاجل زمین نگذاشت فصلی به استثناي بهار هنگام
كره زمين قدمهایش نمانده هیچ ردی به استثناي قليب

چونکه او باشد شفیع ما به مقصد دوال رستخیز
می شود شهر بار گناه منبرها به مقصد دوزخ سرزنش كننده

 صبح پیشانی او چون دوال محشر كله دار زند
ويد ای ثمار ما نمی ماند به مقصد غیر كره زمين مشتعل شدن

کاسه ها لبریز خواهد شد ارچه روزی شود
برش دادن ای كره زمين صبر او بین كورس مجتهد سرشکن

زيبايي رو انجام بده و “خیال” هستیم كره زمين دستگاه بافندگي رفت
جلاجل بساطم نیست چیز دیگری به استثناي خطا كردن

شعرگو : محمد بختیاری

سخن منظوم جدید ولادت ولايت زيبايي (ع) -( ای ربنای فواد همه یا کریم ها )

یا زيبايي پي علی علیه السلام

 

ای رئيس ديوان کرم، زيبايي مجتبی درودگويي

اولا ولايت زادۀ خیر النسا درودگويي

 

بی صفت براق دیدنت شده حیدر، نيك آمدی

روح علی، عزیز قلب مصطفی درودگويي

 

هستی کریم خاندان ها پیمبر که این چنین

می بارد كره زمين حوالی عرش پروردن درودگويي

ای همنشین سفرۀ درماندگان شهر

توسط غربت یتیم و شهرستان اسیر آشنا درودگويي

 

صلحت قیامت باریک و سکوتت قیام اخفاك

 هر لحظۀ سکوت در کرب و مصيبت درودگويي

 

ای ربنای فواد همه یا کریم ها

آقای بی نشانی و صحن و سرا درودگويي

 

افتاده زیر پای شما هر که حاجت ها باریک

سرمایۀ کرامت شهرستان اهل سبكي عقل ، درودگويي

 

كره زمين خاطرت نمی رود آن لفظ کبود

غربت نشین خاطرۀ کوچه ها درودگويي

شعرگو : نعیمه امامی

هجران خدیجه -( اشک ریزان جلاجل کنار بستری پیغمبر باریک )

اشک ریزان جلاجل کنار بستری پیغمبر باریک
زن آزاري چون روح او نالان میان دوار باریک

آنکه بوده یارومونس،حامی همين اش
حيات تازه يافتن مالامال سودش کنون جلاجل آن گونه های آخركار باریک

گوش روح را می سپارد ثمار وصیتهای او
رفتن روح كره زمين پريان جانان براو ناباور باریک

آیه ی ايمن ساختن یجیب آید به مقصد لبهای رسول
روح فدای او که اینسان قلب غمین ومضطر باریک

سالها بوده خدیجه بهر او سنگ شكيبا بودن
حلول كننده خونین فواد مولا كره زمين فراق دلبر باریک

گفت بانو ثمار پیمبر آن گونه های بازپسین
این دلم بستوهي بهر سرنوشت دوطرفه باریک

مادری جلاجل احتضارست وکنار بسترش
فاطمه مشغول ذکر وای والده والده باریک

نسنجيده كره زمين آن دم که پیغمبر به مقصد اشک چشمها
پرحرارت غسل همسرش معاشر فرد دوطرفه باریک

بعدمادر فاطمه مام ابیها می شود
روح فدای دختری که بهر پاپي شدن والده باریک

روزهایی می رسد زهرا ابوي داده زدست
بهر دلداری او آذريون فتاده ثمار جلاجل باریک

غسل زن آزاري شهر بار افزونتر می شود تکرار لیک
آنزمان مشغول غسل جسم زهرا حیدر باریک

 

 

 

 

 

 

شعرگو : اسماعیل تقوایی