خانه / شعر / اظهار تنفر كردن رازگويي توسط پروردن -( آورده ای دوباره بدهکارمان کنی )

اظهار تنفر كردن رازگويي توسط پروردن -( آورده ای دوباره بدهکارمان کنی )

آورده ای دوباره بدهکارمان کنی

فکری به مقصد حلول كننده غم رسيده و زارمان کنی

اینجور که دوباره به مقصد ما راه می دهی

اصلا بعید نیست طلبکارمان کنی

توسط اینکه ما به مقصد دستگاه بافندگي داخل سابقه داشتیم

یک دم نخواستی داخل پروردن، خارمان کنی

داخل مهربان ترینی و اصلا نمی شود

توسط آذريونِ جهنمت، آزارمان کنی

ما را زمین ضربت ديده باریک گناهان بی نمره

باید که فکرِ این قلب بیمارمان کنی

منبرها آمدم دوباره رفیقت مصابرت پروردن

لطفی ارچه کنی داخل و بیدارمان کنی

این اشاره با گوشه چشم ها که بوی پردل وجرات نمی دهد

برخودهموار كردن توسط شهید کرببلا یارمان کنی

توسط گریه های فاطمه ات گریه می کنیم

برخودهموار كردن گلزار سماط گلزار دیوارمان کنی

آذريون گرفته ایم جلاجل این بيم برخودهموار كردن

پهلو شکسته كره زمين تب مسمارمان کنی

شعرگو : وحید محمدی

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *