خانه / شعر / بوی مقارن -( همچنين هم كنگاش می زند قلب ما همچنين بوی محرّمت آمد )

بوی مقارن -( همچنين هم كنگاش می زند قلب ما همچنين بوی محرّمت آمد )

همچنين هم كنگاش می زند قلب ما
همچنين بوی محرّمت آمد

یازده ماه انتظاركش بودیم
فصل بي آرامي و ماتمت آمد

 مرثيه گو سماط داخل گوز و بارانند
جلاجل جو رقص پرچمت آمد

گرفتگي زبان فواد ما زیاد شده
 ماه دلتنگیِ غمت آمد

*

همچنين بوی محرمت آمد
مجلس سخن منظوم محتشم برپاست

شورشی جلاجل كره ارض و روح افتاد
ناله كره زمين خاک و هوايي برخاست  
*
 همچنين بوی محرمت آمد
همچنين قلب های ما هوایی شد

ای چه نيك حاجیِ غریبی که
جلاجل مِنا  عطشناك، کربلایی شد
 *
كره زمين غم و دردآشناِ حاجیان غریب
آتشی جلاجل قلبِ وطن افتاد

هرکسی دید این مصیبت را
یادِ صاحب بی کفن افتاد
*
نفَس ما به مقصد متحد شدن وصل شده
جلاجل غمش عاشقانه می باریم

هیچ ما را غمِ كورس کیهان نیست
ما همه سرسپردۀ یاریم
*
هستی ما به مقصد اشک غيرمشدد ست
ما به مقصد این گلزار كريه محتاجیم

این محرّم شکسته نمناك شده ایم
وارث ناله های زيارت كعبهّاجیم 

شعرگو : زيبايي یعقوبی

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *