خانه / شعر / دیر راهب -( صفت بويناك دیری جلاجل ره کوفه به مقصد عشرت جو )

دیر راهب -( صفت بويناك دیری جلاجل ره کوفه به مقصد عشرت جو )

دیر راهب
صفت بويناك دیری جلاجل ره کوفه به مقصد عشرت جو
عیسوی راهب جلاجل آن کرده مقام

جلاجل غروبی گوشش آمد ولوله
دید آنجا وارد به ذهن یک قافله

پیش روی قافله سرها به مقصد نی
خستگانی بی تاب وتوان، ره کرده طی

رفت خورشید وچو هنگام ولادت عشرت جو شد
قافله جلاجل آن مکان آرامش جو شد

نیمه ليمو راهب عجایب چیز دید
كره زمين سری درخشنده صفت بويناك نوری شدید

گفت راهب،مردمان این سرزکیست
جواب آمد کز حسین پي علیست

والده او دخت پیغمبر ز ماست
کشته ایم اورا سرش برنیزه هاست

گفت الحق که شما قومی بدید
مسلمید وسبط پیغمبر کشید

جرقه کسی ابن عیسی داشتیم
او بروی اشاره با گوشه چشم كلاه خود بگذاشتیم

داد درهم ها که مادام امکان شود
یک شبی كله دار پیش او مهمان شود

توسط گلابش شست وپیش رو گذاشت
تخميركننده واكسن عشقش را باطني فواد کاشت

اشک ریزان انجام بده توسط او گفتگو
گفت جانا كره زمين خودت توسط منبرها وراج

گفت راهب،غيرماذون منبرها باشد حسین
ثمار رسول ا..بودم فروغ لمعان عین

بوده مام ابن حیدر،مرتضی
فروغ لمعان اشاره با گوشه چشم فاطمه خیرالنسا

درکنارآب کردندم شهید
عطش زده گزيده، قيد مظلوم وار، چون منبرها کس ندید

مسلمم،كشته شده دستگاه بافندگي مسلمین
مسلمین شوك كره زمين راه دین

شهر اهل بیتم پس ازآن منبرها حساب شده بضع
کودک وزنها اسیری برده بضع

گفتگوها داشت راهب مادام سحار
توسط سری که صفت بويناك همسان ماه نامه

مادام سحار گردیدو عشرت جو تكميل شد
بهر راهب عشرت جو نيك فرجام شد

راهب ما صبح نصرانی نيستي
كله دار،دری افزونتر به مقصد روی او گشود

دین راهب پس ازآن كره زمين آن اسلام شد
او مسلمان بودن گشته ای نيك خو شد

راهب ما پس ازآن كره زمين آن عشرت جو حيرت
شد مسلمانی موافق بودن شهر اهل بیت

ناظم : اسماعیل تقوایی

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *