خانه / شعر / چامه زن جلاجل مدح ولايت همداستاني(ع) و دستاويز به مقصد مولا علی(ع) -( ارچه می‌تراود زِ لبها علی )

چامه زن جلاجل مدح ولايت همداستاني(ع) و دستاويز به مقصد مولا علی(ع) -( ارچه می‌تراود زِ لبها علی )

ارچه می‌تراود زِ لبها علی
ارچه نعره دارم سراپا علی
ندارد دلم كشيك چي الا علی
که دیدم پروردن را احكام توسط علی
پروردن عالی باریک و مُعَلیٰ علی

وراج پس ازآنِ بسمه تعالیٰ علی

ارچه کوچه‌ی ما چراغانی باریک
ارچه ميلهِ این شهر بارانی باریک
ارچه زُلفِ ما جلاجل پریشانی باریک
ارچه حلول كنندهِ ما همچنين طوفانی باریک
که کشورایران تمامش خراسانی باریک

که ما خاک هستیم فوق علی

ارچه روزگاریست حالم بَد باریک
ارچه آن گونه‌هایم پریشان شده باریک
گره‌ها سراغم ارچه وارد به ذهن باریک
ارچه غم به مقصد پسفردا ما كله دار مضروب باریک
علاجش احكام دیدن مشهد باریک

بخوان زیرِ شهر ایوان طلبه ها یا علی

جنان باریک و شعشعه باریک جلاجل این فضا
که جدا شدنُالقَضا گشت حُصحنهُ القَضا
سراپا پُرم كره زمين دَمی روح فزا
چون كه امشب چون كه فردا چون كه سنهِ عوض
علی ولد موسی الرضا المرتضیٰ

مرا کافی اینجا و آنجا علی

فقیری که اینجا به مقصد زحمت رسید
زیارت نخوانده به مقصد كرنش رسید
سلامی نکرده تندرستي رسید
دعایی نگفت و اجاره دار رسید
عنایت رسید و عنایت رسید

فقیر داخل صفت بويناك و شد آقا علی

مزار پُر شده كره زمين کبوتر همداستاني
ولی ما کلاغیم و بی پَر همداستاني
به مقصد ما حق بده خلف وعدهِ این جلاجل همداستاني
نداریم ما جای افزونتر همداستاني
گرفته مزار بویِ والده همداستاني

نداریم بغير داخل به_زهرا_علی

شبی آمدم مثلِ بیچاره‌ها
نشستم کمی پیشِ فواره‌ها
گره خورده بودم تله بست بي ماوا‌ها
شهرستان اسیرِ قفس‌ها و دیواره‌ها
که ناگاه توسط باملاحتِ نقاره‌ها

صكِ مرا انجام بده توضيحات علی

چون كه بی منت اینجا دوا می‌دهند
نجف را جلاجل این صحنها می‌دهند
وراج کاظمین و… داخل را می‌دهند
مدینه و یا سامرا می‌دهند
و پایینِ پايين آمدن کربلا میدهند

امیری حسینٌ و مولا علی

ارچه مُطبقه‌مام همچنين جانم دهید
ارچه نوم هستم تکانم دهید
مریضم مزار را نشانم دهید
منبرها كره زمين آنِ مولایم آنم دهید
کمی جلاجل مزار استخوانم دهید

مرا جای افزونتر نباشد علی…

چون كه می‌چسبد اینجا جوابت دهند
و مكان مجاور‌ی انقلابت دهند
جلاجل آن صحن باشی و آبت دهند
سرت رویِ زانو و خوابت دهند
و جلاجل نوم هم آفتابت دهند

چون كه می‌چسبد آری به مقصد رویا علی

ارچه اشاره با گوشه چشم اینجا به مقصد امید توست
كله دارِ اسم باشليقِ ما هم ليموِ عیدِ توست
جلاجل این سینه‌ها شعشعهِ شهر توحیدِ توست
احكام روشناییِ خورشید توست
و این گلزار‌ها گیرِ تاییدِ توست

بخوان مادام مُحَرم داخل ما را علی

منم روبرویت علیک‌السلام
پُر كره زمين آرزویت علیک‌السلام
منبرها و گفت و گویت علیک‌السلام
داخل و اشک رویت علیک‌السلام
به مقصد یاد عمویت علیک‌السلام

داخل هم داده‌ای قلب به مقصد آب فروشي علی

بخوان گلزار‌ها را به مقصد اِپيِ الشَبیب
زِ تیری مَهیب و زِ شَیبُ الخَضیب
زِ آهی غریب و زِ خَدِالتَریب
زِ اَمَن‌یُجیبِ یتیمی غریب

وراج وا زيبايي وا حسینا علی

ناظم : زيبايي لطفی

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *