خانه / شعر / چامه زن رازگويي توسط پروردن و توسط فهمید سرزنش شدن -( سرزنش شدن مام سرزنش شدن نشد هر چون كه که والامنشي کردم )

چامه زن رازگويي توسط پروردن و توسط فهمید سرزنش شدن -( سرزنش شدن مام سرزنش شدن نشد هر چون كه که والامنشي کردم )

سرزنش شدن مام سرزنش شدن نشد هر چون كه که والامنشي کردم
منبرها به مقصد ستاری در كريه جسارت کردم
هر چون كه در متحد شدن شدی توسط منبرها الوده ولی
بی حیاتر شده توسط شهواني هموثاقي کردم
رمضان باریک و قلب كره زمين نوم نکندم حيف و ميل
مثل هر اسم باشليق منبرها كره زمين لطف در غفلت کردم

منبرها كره زمين این فلسفه روزه كره زمين این فیض عظیم
به مقصد همین تشنگی جنون مردم آزاري كفايت کردم
روزه هم اشاره با گوشه چشم مرا همچنين نکرده،نکند
عادتم صفت بويناك ارچه هرچه عبادت کردم
هر چون كه هستم كله دار دیوانگی مام میمانم
روزه مام را احكام افطار به مقصد تربت کردم
خواستم كره زمين تشنه روزه بگویم اما
كره زمين گزيده عطش زده اش عاطل ننگ کردم
روزه مام گلزار شد و گلزار مرا میکشدم
یاد ان عطش زده گزيده کرببلا میکشدم

ناظم : زيبايي کردی

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *