خانه / شعر / ناموس ارادتی الفبایی اهدا کردن به مقصد شهید محسن حججی -( (ا) ای که جلاجل فواد هزاران شیعه سروصدا کرده ای )

ناموس ارادتی الفبایی اهدا کردن به مقصد شهید محسن حججی -( (ا) ای که جلاجل فواد هزاران شیعه سروصدا کرده ای )

(ا) ای که جلاجل فواد هزاران شیعه سروصدا کرده ای
(ب) بندگی را توسط كله دار ببریده منطوق کرده ای
.
(پ) لبخند کشیدی زانکه بی كله دار همچونان صاحبِ خویش
(ت) مادام قیامت دیده ی ما را خبر نادرست دریا کرده ای
.
(ث) مندرج باشد مادام هميشه غيرماذون در جلاجل تومارِ اخفاك
(ج) روحِ كلاه خود را چون فدا جلاجل راهِ مولا کرده ای

.

(چ) اشاره با گوشه چشم مستت را نيستي كره زمين تیغ بی رحمانه بیم
(ح) حتم دارم روی مولا را تماشا کرده ای
.
(خ) خلق دارند كره زمين در میگویند جلاجل هر صبح و عشرت جو
(د) جلاجل كره ارض نُقل سق ها را چون كه زیبا کرده ای!
.
(ذ) ذکر نامت می شود توسط غيرماذون مولایت حسین
(ر) ناآشكارِ آب خون را چون که توسط آب خونِ كلاه خود افشا کرده ای
.
(ز) تعبد میچرخد به مقصد گردت دوال و ليمو تصديق وش
(ژ) ژرف اندیشانِ مجتهد را در بینا کرده ای
.
(س) سالها فرد ز درگاه پروردن جلاجل هر نماز
(ش) منيهِ شیرینِ گواهي را آرزوها کرده ای
.
(ص) صد هزاران شهر بار باید دید تصویر در را
(ض) قبضه باید انجام بده نقشی را که ایفا کرده ای
.
(ط) طایر نيك لحن و بی همتای رب العالمین
(ظ)‌ ظالمان را توسط پريانِ بی كله دار چون كه مهتوك کرده ای
.
(ع) عاشقانه ؛ بی ریا ؛ ‌جلاجل كلنجارِ توسط اهریمنان
(غ) غربت یارانِ مولا را هویدا کرده ای
.
(ف) فتح کردی ای که مجتهد را احكام توسط یک نگاه
(ق) فواد های تلخ‌ده را الحق که احیا کرده ای
.
(ک) کاروان توسط اینکه دارد می رسد كره زمين رَه ولی
(گ) گریه آبادی های مقارن را در شیدا کرده ای
.
(ل) لرزه ای افتاده كره زمين آب خون در ثمار اندام کفر
(م) محسنا توسط آب خونِ كلاه خود واللهِ سروصدا کرده ای
.
(ن) نیستم لایق در عوض مدح راهت ای شهید
(و) واژه های كله دار به مقصد راهم را كلاه خود اهدا کرده ای
.

(ه) هر کجا رو میکنم یادت جلاجل آنجا هست باریک
(ی) یارِ زینب مادام هميشه جلاجل فواد ها مكان کرده ای

شعرگو : سیروس بداغی

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *