خانه / شعر / غدیر -( برخودهموار كردن اشاره با گوشه چشم های داخل به مقصد اشاره با گوشه چشم ماه می افتد )

غدیر -( برخودهموار كردن اشاره با گوشه چشم های داخل به مقصد اشاره با گوشه چشم ماه می افتد )

برخودهموار كردن اشاره با گوشه چشم های داخل به مقصد اشاره با گوشه چشم ماه می افتد
تاریخ كنار زدن نگاهت راه می افتد

خلف وعده كله دار داخل نخل ها آواز می خوانند
آیینه ها كره زمين پاکی داخل كريه حیران بضع

کعبه دوباره روی داخل پهلو واکرده ست
كلاه خود را میان فواد داخل گوئيا مكان کرده ست

كره زمين كشيك چي می آیی و بی شک مقصدت عرش باریک
داخل كره زمين نخستین دوال توده اي مسندت عرش باریک

جلاجل وصف داخل بغير نقالي كردن کشورچین شعری ندارم منبرها
عمری ست خاطره ها يابس سخن منظوم شهریارم منبرها

دستی که خیبر را تماما کنده كره زمين جایش
آری پیمبر می سرما آهسته بالایش

پیراهن تصنیف پوشیدند دیوان ها
آمد دوباره بهترین عید مسلمان بودن ها

كره زمين کیسه هایت می سرما کوفه غذایش را
توسط داخل پروردن گسترده نمناك کرده عطایش را

كره زمين عرش توسط جمعيت ملائک وارد به ذهن جبریل
انداخته ثمار زیر پایت جناح هایش را

دستگاه بافندگي داخل فوق رفته و جلاجل آن شلوغی ها
خورشید پیدا کرده افزونتر مقتدایش را

جلاجل آن میان احمد تعدادی شیعیان داخل
آرامش جو فوق می سرما دستگاه بافندگي دعایش را

ثمار روی شب گذشته خضرا و عرشی داخل پیغمبر
توسط اخفاك می خواهد بیندازد عبایش را

چون گوش های کر جلاجل این كوير فراوان باریک
فوق و فوق می سرما احمد صدایش را

شهر اهل نفاق كره زمين اولش پیمان شکن بودند
شهر اهل عمل هرگز احكام شهر اهل نطاق بودند

تقویم چرخید و دوباره هنگام ولادت مستی شد
هنگام ولادت سحرخيزي عذار ی خورشید هستی شد

مجتهد تماما بوده كره زمين اولا فقیر اخفاك
تاریخ یکبار دگر شد هم مسیر اخفاك

آنانکه كره زمين حیدر روبروي هم قرار گرفتن رفتند برگردند
افزونتر رسیده هنگام ولادت بیعت توسط امیر اخفاك

توسط اخفاك پیغمبر حکومت کرده ثمار دلها
جلاجل این حکومت بوده حیدر هم به ‌دست آوردن اخفاك

دوال غدیر خمب کشیده برنج پخته را حیدر
پرگره کرده صیانت فواد شیعه تیر اخفاك

جایش میان هوايي بوده ست كره زمين اولا
او بوده جلاجل دنیای ما مهجور، سفیر اخفاك

دستش که فوق رفت مردم یا علی گفتند
دستش که فوق رفت مجتهد شد شهرستان اسیر اخفاك

مولای یا مولای مهجور ذکر تگرگ آمدن باریک
مولای یا مولای مهجور راه پایان باریک

ناظم : احسان نرگسی رضاپور

درباره ی admin

پاسخ دهید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *