خانه / ۱۳۹۵ / بهمن

بایگانی ماهانه: بهمن ۱۳۹۵

شعر جدید: دارد سکوت ممتد تو می کشد مرا -( حرفی بزن عزیز دلم آسمان من )

دارد سکوت ممتد تو می کشد مرااین زخم های بی حد تو می کشد مرا حرفی بزن بیا به سکوت خرابه هاحالا که تازیانه شده سهم لاله ها حرفی بزن تمامی دار و ندار مناز روی نی بیا بنشین در کنار من پیشانی ات شکسته بمیرم برای تولب تشنه ای …

توضیحات بیشتر »

شعر جدید: زبانحال شهادت حضرت عباس (ع) به سبک این همه نازک خیالی افتخاری -( هم علمدار تو هستم ـ هم گرفتار تو هستم )

هم علمدار تو هستم ـ هم گرفتار تو هستماي نگـار نـازنينم ـ در کجـايي در کجـايـيمن کـه پـرپـر بـر زمينـم ـ لالـه ام البنينماي امام مـه جبينم ـ در کجـايي در کجـايـيروز اول مادرم عبـد و غلامت خوانـده من رااي به قربان سرت دور سرت گردانده من راروي تو ماه …

توضیحات بیشتر »

شعر جدید: چهل روز -( چهل روز را بی تو سر کرده ام )

چهل روزچهل روز را بی تو سر کرده امبه هجران تو دیده تر کرده امچهل روز بوده چوشبهای تاربه راه اسیری گذر کرده ام چهل روز درحصر نامردمانبه شام وبه کوفه سفرکرده امزنان،کودکان،ضرب شلاقهاچهل روز خود را سپر کرده امچه شبها به یاد تن بی سرتبه گریه شبم را سحر …

توضیحات بیشتر »

شعر جدید: پیاده روی اربعین -( مرحبا بر راه پیمایان روز اربعین )

اربعینمرحبا بر راه پیمایان روز اربعینرهسپاران نجف تا کربلای شاه دینشیعیانی عاشق از اطراف واکناف جهانرود مواجی زعشاق حسینی برزمینبرحسین بن علی لبیک گویان عازمندحک شده برقلبشان حیدر امیرالمومنین هیبت این واقعه خاری به چشم دشمنانمایه ی امید خیل شیعیان ومومنیناربعین یاد آور جنگ حسین(ع)است ویزیدبین عشاق حسین و داعشی …

توضیحات بیشتر »

شعر جدید: کاروان اربعین -( ستوده است خداوند استواری تان را )

ستوده است خداوند استواریِ تان راستوده این همه بر عشق پا فشاری تان را خزان به رغم تمام تلاش ها نتوانستبه رنگ زرد درآرد دل بهاری تان را شدند خوارترین قوم روی خاک-همان هاکه خواستند ببینند روزِ، خواری تان را به دست های شما تیغ عشق بود و در آخربه …

توضیحات بیشتر »

مرد قدیمی

در انتهای کافه، پر سر و صدا سر خم بیش از جدول، پیر مرد تنهایی، روزنامه مقابل او نشسته است. و به ابتذال بدبختی سن او فکر می کند کمی او لذت می برد سال وقتی که او تا به حال قدرت فصاحت و به نظر می رسد. او می …

توضیحات بیشتر »

وداع گل گل عزیز!

‘ ما حال شما، عزیز گل چهارم به تنهایی به مرگ را که در آن شما خواهران آرام نمی ۱۹۴۵۹۰۰۲ ای گریه ممکن است ارسال ’ er سرد که در آن شما دروغ؛ گریوز اما رفتن شما آنها را به زندگی fadeless در روشن خانه که در آن آنها ساکن، …

توضیحات بیشتر »

پسر در پنجره

دیدن ادم برفی ایستاده به تنهایی در هوای گرگ و میش و سرد بیش از او می تواند داشته است. پسر کوچک را به گوش باد شب A gnashings و ناله های عظیم آماده weeps. چشم گریان او به سختی می تواند رسیدن به جایی که به داد آدم مطرود …

توضیحات بیشتر »

بلوط غول

و سپس صدای ارتش های راهپیمایی ‘ بیدار شد در میان شاخه بلوط سرباز و tempests متوقف خود فریاد متخاصم و غلبه بر طوفان های شلاق muttered، گنگ ، Choked توسط منادی نبرد دود وقتی این شاخه gnarled درام رزمی خود را ضرب و شتم. امیلی پائولین جانسون

توضیحات بیشتر »

آهنگ گل وحشی

به عنوان من سرگردان ’ د جنگل، برگ سبز میان، من شنیدم گل وحشی آواز آهنگ. گذاشتم در زمین در سکوت شب، من زمزمه ’ د ترس من و لذت را احساس کردم. در صبح رفتم به عنوان خوشبو به عنوان morn به دنبال شادی جدید; اما ای! ملاقات با …

توضیحات بیشتر »