آخرین اشعار

شش ماهه ی کربلا -( به مقصد كلنجار تشنگی رفته ست توسط چشمان دریایی )

یا رازق الطفل الصغیر

به مقصد كلنجار تشنگی رفته ست توسط چشمان دریایی
به مقصد هم پیچیده او تومار عدو را به مقصد تنهایی

به مقصد میدان آمد و جلاجل لشکر عدو شکاف افتاد
به مقصد میدان آمد و جلاجل دشت اول گدايان و معركه گيران سروصدا شد،چون كه غوغایی

ببار ای ميغ و كلاه خود را مصرف بی تابیِ اصغر آبادی
و گرنه چیست سود در ؟ وراج پشت بام کِی به مقصد کار آیی؟

سوا دستگاه بافندگي های کوچک و مشکل گشای او
ندارد زندگی لطفی ندارد اخفاك معنایی

رباب كره زمين حلول كننده خواهد رفت آن آن گونه که می بیند
سه شاخه توسط گلوی اصغرش کرده صف آرایی!

رباب آری پشت بام كره زمين کرب و مصيبت هر کودکی می دید
در عوض او به مقصد یاد اصغرش می خواند لالایی

شعرگو : احسان نرگسی رضاپور

عياذ مزار -( ای عياذ مزار وای به مقصد حسین قوت روح )

عياذ مزار
ای عياذ مزار وای به مقصد حسین قوت روح
كره زمين غمت قد حسین داخل شده همچو کمان

انکسار کمر منبرها به مقصد زمانی رخ داد
که بدیدم پريان افتاده مستثنا كره زمين دستان

تشنگی رفته ز یاد همه طفلان مزار
همه گویند عمو را به مقصد مزار بازگرداندن

درکنار پريان داخل گشته عجب غوغایی
منبرها زنم ثمار كله دار وگردیده عدویت خنده ناك

بی علمداری منبرها نيش و كنايه ی عدو شده باریک
خیز كره زمين مكان وبده نيش و كنايه ی عدو پایان

آب خون گرفته ست رخت را وبه چشمت تیر ی
مابقي مام چون کشم كره زمين دیده داخل این پیکان

پس ازآن داخل وثبه عدو چون كه فزون گشته اخا
وارد به ذهن درستكاري كره زمين غارت خیمه به مقصد میان

كره زمين داخل ممنون که خطابم به مقصد برادروار کردی
گزيده گشا وبنما همچنين داخل این واژه تبیین

پيمان شرمسار ی مردانگیت مادام به مقصد هميشه
توسط وفایان همه جلاجل رسم وفایت حیران

غصه ی تشنگیت فواد زمان را آب خون انجام بده
پيمان را دیده وناخورده زآن دادی روح

خواهرانت به مقصد مزار انتظاركش و نالانند
منبرها اسم ابله ببرم خیمه ترا درخت سرو سيركننده

شعرگو : اسماعیل تقوایی

اذان گوی کربلا -( چیزی نداشت خانه محقر ی او کمتر كره زمين جنان )

یا راحم الشَّیخِ الکَبیر

چیزی نداشت خانه محقر ی او کمتر كره زمين جنان
شیرین نمناك باریک اخفاكِ علی اکبر كره زمين جنان!

هر کس جهنمی ست ،به مقصد یک كنج اشاره با گوشه چشم او
یک سنه می رسد که درآرد كله دار كره زمين جنان

شمیشر زد، ملائکه گفتند: اکبر باریک؟
یا وارد به ذهن كورس حد پیغمبر كره زمين جنان

گزيده عطشناك صفت بويناك ، واعطشا گفت و جبرئیل
آورد توسط شتاب مِی و جام كره زمين جنان

کافی ست سنه نشور علی رخ عیان کند
قلب می بُرند آدمیان افزونتر كره زمين جنان

مادام نيرنگ ساز می شود جلاجل هیئت به مقصد روی منبرها
ارائه كردن عملكرد می کنم که نيرنگ ساز شده یک جلاجل كره زمين جنان

شعرگو : احسان نرگسی رضاپور

کنج ويران ها -( دختری کنج ويران ها غریبونه توی خوابه )

دختری کنج ويران ها غریبونه توی خوابه
در خوابش بابارو دیده، شده بیدار وبیتابه

اومده عمه کنارش، بغلش کرده رقیه
میگه عمه جون بابام کو. قلب منبرها براش کبابه

می کنه گریه رقیه، دورشم رينگ چرخ ی روژ لب
توسط رقیه اشک می ریزه، هر کی هست توی ويران ها

سربابا رو رساندن هدیه تعدادی دوطرفه
هرچی شغل هامشاغل میزنه دوطرفه،اما پاپي شدن بی جوابه

متحد شدن داره بشوره سررو توسط گلاب اما نداره
می شوره توسط اشک چشماش اینجا اشک جای گلابه

وجع قلب میکنه دوطرفه توسط كله دار بابای خوبش
میگه خوشایند شد اومدی در، دیدن یتیم ثوابه

نبودی پاپي شدن ببینی که توسط دخترت چی وزیر ها
تاکه اسمت رو میارم تازیونه مام جوابه

هنوزم به مقصد خاطرم هست صفت بغل دستي عمو ابوالفضل
همیشه به مقصد یاداکبر، دوتا اشاره با گوشه چشم منبرها مالامال آبه

حالاکه سرت رو دیدم دلم آروم شده پاپي شدن
اگه اجمال بیاد سراغم این برام راه صوابه

شعرگو : اسماعیل تقوایی

زمزمه در عوض مشرف به موت كره زمين اصغر چرمی -( امسال لباس قره مو ، كوچكترين داد به مقصد منبرها والده )

امسال لباس قره مو ، كوچكترين داد به مقصد منبرها والده ،
ديدم توسط اشاره با گوشه چشم نمناك
گفت بشى ليت تزيين محبوبِ ، بحرها هاى ليث
صدق هده ببينى والده

احكام مى تونى جلاجلِ.
 اين خونه حرمتدار شى
ليت ببينم يه روزى
مدافع مزار شى

حسين غريبه والده

حى على العزا ندا ، ى آسمونى هاس ،
چشا مث درياس
در عرش حق برنده حسين ، گلزار ى غم برپاس ،
رئيس ديوان عزا زهراس

هر مكان كوچكترين بزمگه گلزار
برنده حسين به مقصد پايين آمدن شه
جناح ملائك حق
مكان فرش  گلزار هاشه

حسين غريبه والده

حسين منضوج كربلا  ، توسط زينب و نوباوگان ،
خبر نادرست كعبه ى آمال
والده مى گه نيا حسين تنت نشه پامال ،
يه روزى در مغاك

اينا نقشه نعره زدن
ايال منبرها خوار بشن
كوچكترين زينبين و نوباوگان
راهى بازارگاه بشن

حسين غريبه والده

ناظم : اصغر چرمی

www.emam8.com دانلود سبک

رازگويي توسط ولايت حسین -( اشک خوبست که پیوسته مهيا باشد )

اشک خوبست که پیوسته مهيا باشد
گریه چون افراس‌ی جلاجل کوه متواتراً باشد

بگذارید که ثمار حلول كننده خودم گریه کنم
غیر كره زمين این اشک مرا چیست که مرهم باشد

خاک مجتهد به مقصد سرم گریه‌ی منبرها خشک شده
این مصیبت تاثير خیل گناهم باشد

عالی میدانم ارچه گریه نکردم امشب
بخدا این ضرری عین دوزخ باشد

التماست کنم ای اشاره با گوشه چشم ببار امشب را
که ليمو جمعه و هم ماه مقارن باشد

نکند یک هزل گويي، بی‌اشک سرينگاه برود
همه‌ی وجع منبرها پسفردا همین غم باشد…

منبرها ارچه اشک ندارم داخل مرا نیز بخر
خو شبو ساختن شهر اهل کرم، بخششِ  دَرهم باشد

یکصدا ذکرِ «حسین‌روح» ارچه اینگونه کِشیم
مجلس گلزار چون كه مرغوبيت که اسلوب مند باشد

چقَدَر ناخريده داخل را کوفه ز کف داد حسین
قیمت کشتن داخل کیسه‌ی دِرهم باشد…

شعرگو : حسین کریمی

دفاع مقدس -( آنروزها نابودی کشورایران تيرخور شد )

آنروزها نابودی کشورایران تيرخور شد
عدو به مقصد خلف وعده مرزهای ما به مقصد صف شد

توسط فکر اینکه ضعيف بهر دفاعیم
توسط يورش ثمار خاک وطن توسط ما چشم شد

بهر دفاع كره زمين کشور وجمهوری ما
جبهه مالامال كره زمين رزمندگان روح به مقصد کف شد

توسط غیرت ارتش،سپاهی وبسیجی
هر جبهه ثمار ما نمايشگاه ی عزت وشرف شد

توسط هر هجومی ثمار تجاوزکار بنامردي
بخشی زنیروهای قيد خصومت آميز ما ادا كردن شد

شد این دفاع ما زمیهن هشت سالی
جنس كارتن ما آخركار عدوی نا صفت بازمانده شد

ما مادام هميشه مدیون ایثار شهیدیم
اهدا به مقصد میهن جلاجل جانش كره زمين صدف شد

ناظم : اسماعیل تقوایی