آخرین اشعار

زمزمه در عوض مشرف به موت كره زمين اصغر چرمی -( امسال لباس قره مو ، كوچكترين داد به مقصد منبرها والده )

[ad_1]

امسال لباس قره مو ، كوچكترين داد به مقصد منبرها والده ،
ديدم توسط اشاره با گوشه چشم نمناك
گفت بشى ليت تزيين محبوبِ ، بحرها هاى ليث
صدق هده ببينى والده

احكام مى تونى جلاجلِ.
 اين خونه حرمتدار شى
ليت ببينم يه روزى
مدافع مزار شى

حسين غريبه والده

حى على العزا ندا ، ى آسمونى هاس ،
چشا مث درياس
در عرش حق برنده حسين ، گلزار ى غم برپاس ،
رئيس ديوان عزا زهراس

هر مكان كوچكترين بزمگه گلزار
برنده حسين به مقصد پايين آمدن شه
جناح ملائك حق
مكان فرش  گلزار هاشه

حسين غريبه والده

حسين منضوج كربلا  ، توسط زينب و نوباوگان ،
خبر نادرست كعبه ى آمال
والده مى گه نيا حسين تنت نشه پامال ،
يه روزى در مغاك

اينا نقشه نعره زدن
ايال منبرها خوار بشن
كوچكترين زينبين و نوباوگان
راهى بازارگاه بشن

حسين غريبه والده

ناظم : اصغر چرمی

www.emam8.com دانلود سبک

[ad_2]

رازگويي توسط ولايت حسین -( اشک خوبست که پیوسته مهيا باشد )

[ad_1]

اشک خوبست که پیوسته مهيا باشد
گریه چون افراس‌ی جلاجل کوه متواتراً باشد

بگذارید که ثمار حلول كننده خودم گریه کنم
غیر كره زمين این اشک مرا چیست که مرهم باشد

خاک مجتهد به مقصد سرم گریه‌ی منبرها خشک شده
این مصیبت تاثير خیل گناهم باشد

عالی میدانم ارچه گریه نکردم امشب
بخدا این ضرری عین دوزخ باشد

التماست کنم ای اشاره با گوشه چشم ببار امشب را
که ليمو جمعه و هم ماه مقارن باشد

نکند یک هزل گويي، بی‌اشک سرينگاه برود
همه‌ی وجع منبرها پسفردا همین غم باشد…

منبرها ارچه اشک ندارم داخل مرا نیز بخر
خو شبو ساختن شهر اهل کرم، بخششِ  دَرهم باشد

یکصدا ذکرِ «حسین‌روح» ارچه اینگونه کِشیم
مجلس گلزار چون كه مرغوبيت که اسلوب مند باشد

چقَدَر ناخريده داخل را کوفه ز کف داد حسین
قیمت کشتن داخل کیسه‌ی دِرهم باشد…

شعرگو : حسین کریمی

[ad_2]

دفاع مقدس -( آنروزها نابودی کشورایران تيرخور شد )

[ad_1]

آنروزها نابودی کشورایران تيرخور شد
عدو به مقصد خلف وعده مرزهای ما به مقصد صف شد

توسط فکر اینکه ضعيف بهر دفاعیم
توسط يورش ثمار خاک وطن توسط ما چشم شد

بهر دفاع كره زمين کشور وجمهوری ما
جبهه مالامال كره زمين رزمندگان روح به مقصد کف شد

توسط غیرت ارتش،سپاهی وبسیجی
هر جبهه ثمار ما نمايشگاه ی عزت وشرف شد

توسط هر هجومی ثمار تجاوزکار بنامردي
بخشی زنیروهای قيد خصومت آميز ما ادا كردن شد

شد این دفاع ما زمیهن هشت سالی
جنس كارتن ما آخركار عدوی نا صفت بازمانده شد

ما مادام هميشه مدیون ایثار شهیدیم
اهدا به مقصد میهن جلاجل جانش كره زمين صدف شد

ناظم : اسماعیل تقوایی

[ad_2]

مرثيه گو سینه زنی و زنجیرزنی توسط سبک بوشهری -( در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی )

[ad_1]

ناحیه حرف ذكرخير

در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی

در شهید و منبرها وحید ، جلاجل بی حبیبی

در نصیر و منبرها شهرستان اسیر ، توسط غم نصیبی

در به مقصد نِی و منبرها ز پی ، توسط بی شکیبی

******

این مكان ارچه ناحیه حرف گفتنم ناچیز باریک

قلب ها شهرستان اسیر قسر و زرِ سريرهِ حاکم باریک

هر سون نگاه خشم آلود بیفکنم كره زمين دردآشنا بی کسی

تیغ ايذا رسا و كله دارِ ناکسان خَم باریک

 

گویم ولی برادروار بی كله دار ز بي همسري در

جلاجل  واژه واژه های پيمان پايي چامه زن رزم در

توسط دستگاه بافندگي به تنگ آمده مام شکنم هیبت ايذا

توسط یادِ آب خونِ لاله گون جوانانِ مجلس عيش ونوش در

 

ای داد كره زمين غریبی      بیداد كره زمين غریبی

در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی

******

این مكان ارچه نشسته به مقصد كله دار، سایة آزارپيشه

آذريون فتاده ثمار قلبِ  رجحان يافتنِ مصطفا

رحمی به مقصد فواد تیرة نامردمان که نیست

بوئی نبرده ملت سفیانی كره زمين پيمان پايي

 

گویم ولی به مقصد پیش یزیدان کلام در

زیباترین سرود پروردن جلاجل پیام در

هرگز به مقصد زیر شهر بار ايذا كول مادام مکن

“هیهاتُ منبرهاّ ذله” شده مُهر غيرماذون در

 

ای داد كره زمين غریبی       بیداد كره زمين غریبی

در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی

******

این مكان ارچه جواب يابي حرف، مشت و پولادين باریک

زنجیر و غُل همیشه به مقصد دستان و گردن باریک

سرنیزه بوس كردن ثمار گزيده جوانمرد می زند

سهم گُلِ شکسته ، غریبانه مُردن باریک

 

 

اما قیام ناب در را هست می کنم

بي حرمت نیاتِ مصابرت و فریبنده می کنم

توسط پرچمی که ثمار قلبِ منبرها داده ای حسین

آگه جمعناتمام مردم آینده می کنم

 

ای داد كره زمين غریبی       بیداد كره زمين غریبی

در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی

******

این مكان ارچه هوای فرومایه منتصر باریک

جلاجل فواد شامیان گِل این آشوب به پا كردن شکل باریک

رایج ترین حرف همه مكان ، نفسِ مرتضاست

گزيده ها به مقصد ناسزای علی نوع طالب باریک

 

اما چنان به سان علی گفت و گو کنم

مادام صادراتی های کاخ ايذا زیر و رو کنم

توسط سروری که ارث منبرها كره زمين فواد حیدر باریک

چشمان مردمان آزارپيشه شست وشو کنم

 

ای داد كره زمين غریبی       بیداد كره زمين غریبی

در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی

******

شعرگو : محمدرضا سروری

www.emam8.com دانلود سبک

[ad_2]

زمینه طلیعه مقارن -( بازم كنگاش زینبی توی دلا به مقصد پاست )

[ad_1]

بازم كنگاش زینبی توی دلا به مقصد پاست
بازم گریه سهم چشای سینه زناست
بازم در كله دار همه ی این نوکرا
منيه کرببلاست

دلا همه مبتلا
شهرستان اسیر آب خون پروردن
قرارمون اربعین
در وادی کربلا

(هر گرفتگي زبان دلمی آقا
خلف وعده و پنامی در كورس کیهان)

جانم به مقصد کتیبه و پرچمای عزات
جانم به مقصد پيت اشک سینه زنات
جانم به مقصد یکایک خادمای در و
فروغ هیئتات

چقد شیرینه غمت
ترنم ماتمت
عجب صفایی داره
رقصیدن پرچمت

(شکر پروردن که مادام همیشه
حيات تازه يافتن ما محض اين كه گلزار میشه)

بازم همه مكان عطر و بوی مزار گرفت
بازم آسمون و زمین و روژ لب گرفت
بازم ناله ی مادری پیچیده در عرش
قلبم و غم گرفت

ملائکه بی آرامش طلب
به مقصد وجع و روژ لب دستخوش
می به دفعات بازم چشام
شبیه ميغ نوبهار

(كره زمين غم و غصه ی فراوون
زینبیه شده دلامون)

شاعران : كولاك عظیمی و مكرم پرچمی

www.emam8.com دانلود سبک

[ad_2]

اسم ستيزه گر و سبک كنگاش ولايت حسین (ع) تعدادی مقارن -( قلب منو برده نگاه در )

[ad_1]

قلب منو برده نگاه در
مزار در و بارگاه در
یه روزی میمیرم به مقصد راه در
میون صحنت آقاجون

مست می صهبای عشقتم
خریدار سودای عشقتم
بي ماوا ی صحرای عشقتم
در لیلی و منبرها هم مجنون

واگذاري توئه آقا هرچی دارم
گریه واسه ی در کاروبارم
آن گونه ای بیا كله دار مزارم ، یاور و یارم

آقام آقام آقام

همه ی وجودم نوشته در
قلب دیوونم بیقرار در
آرزوم اینه جلاجل نزول ده در
پروردن بگیره جونم رو

آرزومه مثل کبوترا
بیام و توی اون صحن و سرا
بشم جماع اون گنبد طلبه ها
بدی در پيمان و دونم رو

مستم آقا به مقصد پروردن ز جامت
افتاده قلب منم به مقصد دامت
صاحب منی و منبرها غلامت ، خیلی میخوامت

آقام آقام آقام

جنان منه مجلس عيش ونوش گلزار هات
جهنمه کیهان گرد هم آمدن كره زمين نگات
جونم به مقصد فدای گریه کنات
جداییه كره زمين در هیهات

اشاره با گوشه چشم منو جود و سخاوتت
دستگاه بافندگي منو لطف و کرامتت
الهی بمیرم در هییتت
سرم قرقي روی پاهات

برخودهموار كردن به مقصد هميشه آقا زیر پرچم
نام در رو لبمه متواليا
توسط اخفاك شما همیشه هر دم
می حدب قلبم

آقام آقام آقام

شعرگو : كولاك عظیمی

www.emam8.com دانلود سبک

[ad_2]

غدیر -( برخودهموار كردن اشاره با گوشه چشم های داخل به مقصد اشاره با گوشه چشم ماه می افتد )

[ad_1]

برخودهموار كردن اشاره با گوشه چشم های داخل به مقصد اشاره با گوشه چشم ماه می افتد
تاریخ كنار زدن نگاهت راه می افتد

خلف وعده كله دار داخل نخل ها آواز می خوانند
آیینه ها كره زمين پاکی داخل كريه حیران بضع

کعبه دوباره روی داخل پهلو واکرده ست
كلاه خود را میان فواد داخل گوئيا مكان کرده ست

كره زمين كشيك چي می آیی و بی شک مقصدت عرش باریک
داخل كره زمين نخستین دوال توده اي مسندت عرش باریک

جلاجل وصف داخل بغير نقالي كردن کشورچین شعری ندارم منبرها
عمری ست خاطره ها يابس سخن منظوم شهریارم منبرها

دستی که خیبر را تماما کنده كره زمين جایش
آری پیمبر می سرما آهسته بالایش

پیراهن تصنیف پوشیدند دیوان ها
آمد دوباره بهترین عید مسلمان بودن ها

كره زمين کیسه هایت می سرما کوفه غذایش را
توسط داخل پروردن گسترده نمناك کرده عطایش را

كره زمين عرش توسط جمعيت ملائک وارد به ذهن جبریل
انداخته ثمار زیر پایت جناح هایش را

دستگاه بافندگي داخل فوق رفته و جلاجل آن شلوغی ها
خورشید پیدا کرده افزونتر مقتدایش را

جلاجل آن میان احمد تعدادی شیعیان داخل
آرامش جو فوق می سرما دستگاه بافندگي دعایش را

ثمار روی شب گذشته خضرا و عرشی داخل پیغمبر
توسط اخفاك می خواهد بیندازد عبایش را

چون گوش های کر جلاجل این كوير فراوان باریک
فوق و فوق می سرما احمد صدایش را

شهر اهل نفاق كره زمين اولش پیمان شکن بودند
شهر اهل عمل هرگز احكام شهر اهل نطاق بودند

تقویم چرخید و دوباره هنگام ولادت مستی شد
هنگام ولادت سحرخيزي عذار ی خورشید هستی شد

مجتهد تماما بوده كره زمين اولا فقیر اخفاك
تاریخ یکبار دگر شد هم مسیر اخفاك

آنانکه كره زمين حیدر روبروي هم قرار گرفتن رفتند برگردند
افزونتر رسیده هنگام ولادت بیعت توسط امیر اخفاك

توسط اخفاك پیغمبر حکومت کرده ثمار دلها
جلاجل این حکومت بوده حیدر هم به ‌دست آوردن اخفاك

دوال غدیر خمب کشیده برنج پخته را حیدر
پرگره کرده صیانت فواد شیعه تیر اخفاك

جایش میان هوايي بوده ست كره زمين اولا
او بوده جلاجل دنیای ما مهجور، سفیر اخفاك

دستش که فوق رفت مردم یا علی گفتند
دستش که فوق رفت مجتهد شد شهرستان اسیر اخفاك

مولای یا مولای مهجور ذکر تگرگ آمدن باریک
مولای یا مولای مهجور راه پایان باریک

ناظم : احسان نرگسی رضاپور

[ad_2]