آخرین اشعار

مرثيه گو سینه زنی و زنجیرزنی توسط سبک بوشهری -( در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی )

ناحیه حرف ذكرخير

در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی

در شهید و منبرها وحید ، جلاجل بی حبیبی

در نصیر و منبرها شهرستان اسیر ، توسط غم نصیبی

در به مقصد نِی و منبرها ز پی ، توسط بی شکیبی

******

این مكان ارچه ناحیه حرف گفتنم ناچیز باریک

قلب ها شهرستان اسیر قسر و زرِ سريرهِ حاکم باریک

هر سون نگاه خشم آلود بیفکنم كره زمين دردآشنا بی کسی

تیغ ايذا رسا و كله دارِ ناکسان خَم باریک

 

گویم ولی برادروار بی كله دار ز بي همسري در

جلاجل  واژه واژه های پيمان پايي چامه زن رزم در

توسط دستگاه بافندگي به تنگ آمده مام شکنم هیبت ايذا

توسط یادِ آب خونِ لاله گون جوانانِ مجلس عيش ونوش در

 

ای داد كره زمين غریبی      بیداد كره زمين غریبی

در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی

******

این مكان ارچه نشسته به مقصد كله دار، سایة آزارپيشه

آذريون فتاده ثمار قلبِ  رجحان يافتنِ مصطفا

رحمی به مقصد فواد تیرة نامردمان که نیست

بوئی نبرده ملت سفیانی كره زمين پيمان پايي

 

گویم ولی به مقصد پیش یزیدان کلام در

زیباترین سرود پروردن جلاجل پیام در

هرگز به مقصد زیر شهر بار ايذا كول مادام مکن

“هیهاتُ منبرهاّ ذله” شده مُهر غيرماذون در

 

ای داد كره زمين غریبی       بیداد كره زمين غریبی

در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی

******

این مكان ارچه جواب يابي حرف، مشت و پولادين باریک

زنجیر و غُل همیشه به مقصد دستان و گردن باریک

سرنیزه بوس كردن ثمار گزيده جوانمرد می زند

سهم گُلِ شکسته ، غریبانه مُردن باریک

 

 

اما قیام ناب در را هست می کنم

بي حرمت نیاتِ مصابرت و فریبنده می کنم

توسط پرچمی که ثمار قلبِ منبرها داده ای حسین

آگه جمعناتمام مردم آینده می کنم

 

ای داد كره زمين غریبی       بیداد كره زمين غریبی

در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی

******

این مكان ارچه هوای فرومایه منتصر باریک

جلاجل فواد شامیان گِل این آشوب به پا كردن شکل باریک

رایج ترین حرف همه مكان ، نفسِ مرتضاست

گزيده ها به مقصد ناسزای علی نوع طالب باریک

 

اما چنان به سان علی گفت و گو کنم

مادام صادراتی های کاخ ايذا زیر و رو کنم

توسط سروری که ارث منبرها كره زمين فواد حیدر باریک

چشمان مردمان آزارپيشه شست وشو کنم

 

ای داد كره زمين غریبی       بیداد كره زمين غریبی

در غریب و منبرها غریب ، داد كره زمين غریبی

******

شعرگو : محمدرضا سروری

www.emam8.com دانلود سبک

زمینه طلیعه مقارن -( بازم كنگاش زینبی توی دلا به مقصد پاست )

بازم كنگاش زینبی توی دلا به مقصد پاست
بازم گریه سهم چشای سینه زناست
بازم در كله دار همه ی این نوکرا
منيه کرببلاست

دلا همه مبتلا
شهرستان اسیر آب خون پروردن
قرارمون اربعین
در وادی کربلا

(هر گرفتگي زبان دلمی آقا
خلف وعده و پنامی در كورس کیهان)

جانم به مقصد کتیبه و پرچمای عزات
جانم به مقصد پيت اشک سینه زنات
جانم به مقصد یکایک خادمای در و
فروغ هیئتات

چقد شیرینه غمت
ترنم ماتمت
عجب صفایی داره
رقصیدن پرچمت

(شکر پروردن که مادام همیشه
حيات تازه يافتن ما محض اين كه گلزار میشه)

بازم همه مكان عطر و بوی مزار گرفت
بازم آسمون و زمین و روژ لب گرفت
بازم ناله ی مادری پیچیده در عرش
قلبم و غم گرفت

ملائکه بی آرامش طلب
به مقصد وجع و روژ لب دستخوش
می به دفعات بازم چشام
شبیه ميغ نوبهار

(كره زمين غم و غصه ی فراوون
زینبیه شده دلامون)

شاعران : كولاك عظیمی و مكرم پرچمی

www.emam8.com دانلود سبک

اسم ستيزه گر و سبک كنگاش ولايت حسین (ع) تعدادی مقارن -( قلب منو برده نگاه در )

قلب منو برده نگاه در
مزار در و بارگاه در
یه روزی میمیرم به مقصد راه در
میون صحنت آقاجون

مست می صهبای عشقتم
خریدار سودای عشقتم
بي ماوا ی صحرای عشقتم
در لیلی و منبرها هم مجنون

واگذاري توئه آقا هرچی دارم
گریه واسه ی در کاروبارم
آن گونه ای بیا كله دار مزارم ، یاور و یارم

آقام آقام آقام

همه ی وجودم نوشته در
قلب دیوونم بیقرار در
آرزوم اینه جلاجل نزول ده در
پروردن بگیره جونم رو

آرزومه مثل کبوترا
بیام و توی اون صحن و سرا
بشم جماع اون گنبد طلبه ها
بدی در پيمان و دونم رو

مستم آقا به مقصد پروردن ز جامت
افتاده قلب منم به مقصد دامت
صاحب منی و منبرها غلامت ، خیلی میخوامت

آقام آقام آقام

جنان منه مجلس عيش ونوش گلزار هات
جهنمه کیهان گرد هم آمدن كره زمين نگات
جونم به مقصد فدای گریه کنات
جداییه كره زمين در هیهات

اشاره با گوشه چشم منو جود و سخاوتت
دستگاه بافندگي منو لطف و کرامتت
الهی بمیرم در هییتت
سرم قرقي روی پاهات

برخودهموار كردن به مقصد هميشه آقا زیر پرچم
نام در رو لبمه متواليا
توسط اخفاك شما همیشه هر دم
می حدب قلبم

آقام آقام آقام

شعرگو : كولاك عظیمی

www.emam8.com دانلود سبک

غدیر -( برخودهموار كردن اشاره با گوشه چشم های داخل به مقصد اشاره با گوشه چشم ماه می افتد )

برخودهموار كردن اشاره با گوشه چشم های داخل به مقصد اشاره با گوشه چشم ماه می افتد
تاریخ كنار زدن نگاهت راه می افتد

خلف وعده كله دار داخل نخل ها آواز می خوانند
آیینه ها كره زمين پاکی داخل كريه حیران بضع

کعبه دوباره روی داخل پهلو واکرده ست
كلاه خود را میان فواد داخل گوئيا مكان کرده ست

كره زمين كشيك چي می آیی و بی شک مقصدت عرش باریک
داخل كره زمين نخستین دوال توده اي مسندت عرش باریک

جلاجل وصف داخل بغير نقالي كردن کشورچین شعری ندارم منبرها
عمری ست خاطره ها يابس سخن منظوم شهریارم منبرها

دستی که خیبر را تماما کنده كره زمين جایش
آری پیمبر می سرما آهسته بالایش

پیراهن تصنیف پوشیدند دیوان ها
آمد دوباره بهترین عید مسلمان بودن ها

كره زمين کیسه هایت می سرما کوفه غذایش را
توسط داخل پروردن گسترده نمناك کرده عطایش را

كره زمين عرش توسط جمعيت ملائک وارد به ذهن جبریل
انداخته ثمار زیر پایت جناح هایش را

دستگاه بافندگي داخل فوق رفته و جلاجل آن شلوغی ها
خورشید پیدا کرده افزونتر مقتدایش را

جلاجل آن میان احمد تعدادی شیعیان داخل
آرامش جو فوق می سرما دستگاه بافندگي دعایش را

ثمار روی شب گذشته خضرا و عرشی داخل پیغمبر
توسط اخفاك می خواهد بیندازد عبایش را

چون گوش های کر جلاجل این كوير فراوان باریک
فوق و فوق می سرما احمد صدایش را

شهر اهل نفاق كره زمين اولش پیمان شکن بودند
شهر اهل عمل هرگز احكام شهر اهل نطاق بودند

تقویم چرخید و دوباره هنگام ولادت مستی شد
هنگام ولادت سحرخيزي عذار ی خورشید هستی شد

مجتهد تماما بوده كره زمين اولا فقیر اخفاك
تاریخ یکبار دگر شد هم مسیر اخفاك

آنانکه كره زمين حیدر روبروي هم قرار گرفتن رفتند برگردند
افزونتر رسیده هنگام ولادت بیعت توسط امیر اخفاك

توسط اخفاك پیغمبر حکومت کرده ثمار دلها
جلاجل این حکومت بوده حیدر هم به ‌دست آوردن اخفاك

دوال غدیر خمب کشیده برنج پخته را حیدر
پرگره کرده صیانت فواد شیعه تیر اخفاك

جایش میان هوايي بوده ست كره زمين اولا
او بوده جلاجل دنیای ما مهجور، سفیر اخفاك

دستش که فوق رفت مردم یا علی گفتند
دستش که فوق رفت مجتهد شد شهرستان اسیر اخفاك

مولای یا مولای مهجور ذکر تگرگ آمدن باریک
مولای یا مولای مهجور راه پایان باریک

ناظم : احسان نرگسی رضاپور

یدالله باریک این دستی که فوق سرما پیغمبر -( نبا آورد جبریل امین كره زمين مجتهد فوق )

یا امیرالمومنین حیدر علیه اسلام

 

نبا آورد جبریل امین كره زمين مجتهد فوق

بمان ای رحمت اللعالمین جلاجل  فواد این كوير

 

وراج منبرها کنت مولا … هر که دارد اخفاك پیغمبر

برایش مرتضی باشد ولايت و عيش و مولا

 

علی پي ابیطالب، عزیز حاضربودن زهرا

پشت بام كره زمين داخل دليل الله باریک جلاجل مجتهد به مقصد امر ما

صفت انحصارطلب انبیا و اوصیا و اولیا كره زمين توده اي آدم

همه صف به تنگ آمده بضع كره زمين اشتیاق حاضربودن لیلا

 

همه خوبان مجتهد بی آرامش طلب آن گونه ی بیعت

تعدادی بوس كردن ثمار دستگاه بافندگي علی عالی اعلا

 

ملائک يكباره مشغول بضع جلاجل عرش برین حق

به مقصد ذکر یا علی مولا علی مولا علی مولا

 

کمال دین و نعمت منجلی شد جلاجل غدیر دن

امامت را سپرد آن دم به مقصد حیدر، حاضربودن طاها   

 

مصابیح الدجی ، شعشعه الهدی ، ذریه ی عصمت

به مقصد زیر پای او هفت هوايي شد برش دادن كره زمين دریا

 

ملائک صف کشیدند كره زمين غدیر اخفاك برخودهموار كردن افلاک

به مقصد گرد دستگاه بافندگي مولا جلاجل دورزني و مُمزار و شیدا

 

چکید كره زمين شعشعه دیار پنج پريان یک برش دادن ثمار مجتهد

و كره زمين آن ذره سرشكبار روح و روح شیعیانش را

پروردن جلاجل خلقتش فرموده بسم ربک الحیدر

وجودش منجلی گشته ز نوری غيرمخلوط و اطهر

 

علی اعلامیه ناب آیه های سوره ی بشقاب

شفاف عصمت و ایمان، انیس سوره ی کوثر

 

عاريت فرمود اکمل دینکم یا احمد ستايش شده

پشت بام كره زمين داخل مرتضی فرمانده باریک و هادی و رهبر

 

وراج پیغمبر انگشتري به مقصد این امت که برخودهموار كردن محشر

پروردن حمایت کند هرکس که مولا را شود یاور

 

ز سمت قدسیان کبریا می بارد این زمزمه

یدالله باریک این دستی که فوق سرما پیغمبر

 

اولی الامر باریک و برهان و  ولايت اولین حیدر

درم گزين المستقیم باریک او امیرالمومنین حیدر

 

ولی الله ، عبدالله ، سیف الله و باب العلم

وصی مصطفی و بوتراب و متصرف شده خیبر

 

علی اعظم، علی اکرم ، علی اولا ، علی آخركار

عزیز روح پیغمبر،  ولايت المتقین حیدر

 

علی بهتر ترین عبادت كار ، علی قاضی ، علی قاضي

علی مقیاس ایمان و عمل جلاجل وادی محشر

 

نعیمه امامی-۲۷شهریور۹۵ میلاد ولايت هادی علیه السلام

شعرگو : نعیمه امامی

ناموس ارادتی الفبایی اهدا کردن به مقصد شهید محسن حججی -( (ا) ای که جلاجل فواد هزاران شیعه سروصدا کرده ای )

(ا) ای که جلاجل فواد هزاران شیعه سروصدا کرده ای
(ب) بندگی را توسط كله دار ببریده منطوق کرده ای
.
(پ) لبخند کشیدی زانکه بی كله دار همچونان صاحبِ خویش
(ت) مادام قیامت دیده ی ما را خبر نادرست دریا کرده ای
.
(ث) مندرج باشد مادام هميشه غيرماذون در جلاجل تومارِ اخفاك
(ج) روحِ كلاه خود را چون فدا جلاجل راهِ مولا کرده ای

.

(چ) اشاره با گوشه چشم مستت را نيستي كره زمين تیغ بی رحمانه بیم
(ح) حتم دارم روی مولا را تماشا کرده ای
.
(خ) خلق دارند كره زمين در میگویند جلاجل هر صبح و عشرت جو
(د) جلاجل كره ارض نُقل سق ها را چون كه زیبا کرده ای!
.
(ذ) ذکر نامت می شود توسط غيرماذون مولایت حسین
(ر) ناآشكارِ آب خون را چون که توسط آب خونِ كلاه خود افشا کرده ای
.
(ز) تعبد میچرخد به مقصد گردت دوال و ليمو تصديق وش
(ژ) ژرف اندیشانِ مجتهد را در بینا کرده ای
.
(س) سالها فرد ز درگاه پروردن جلاجل هر نماز
(ش) منيهِ شیرینِ گواهي را آرزوها کرده ای
.
(ص) صد هزاران شهر بار باید دید تصویر در را
(ض) قبضه باید انجام بده نقشی را که ایفا کرده ای
.
(ط) طایر نيك لحن و بی همتای رب العالمین
(ظ)‌ ظالمان را توسط پريانِ بی كله دار چون كه مهتوك کرده ای
.
(ع) عاشقانه ؛ بی ریا ؛ ‌جلاجل كلنجارِ توسط اهریمنان
(غ) غربت یارانِ مولا را هویدا کرده ای
.
(ف) فتح کردی ای که مجتهد را احكام توسط یک نگاه
(ق) فواد های تلخ‌ده را الحق که احیا کرده ای
.
(ک) کاروان توسط اینکه دارد می رسد كره زمين رَه ولی
(گ) گریه آبادی های مقارن را در شیدا کرده ای
.
(ل) لرزه ای افتاده كره زمين آب خون در ثمار اندام کفر
(م) محسنا توسط آب خونِ كلاه خود واللهِ سروصدا کرده ای
.
(ن) نیستم لایق در عوض مدح راهت ای شهید
(و) واژه های كله دار به مقصد راهم را كلاه خود اهدا کرده ای
.

(ه) هر کجا رو میکنم یادت جلاجل آنجا هست باریک
(ی) یارِ زینب مادام هميشه جلاجل فواد ها مكان کرده ای

شعرگو : سیروس بداغی

سخن منظوم عید غدیر -( تقدیر مجتهد داشت توسط حیدر رقم میخورد )

تقدیر مجتهد داشت توسط حیدر رقم می خورد
جام سيگار اُمّت و مولا به مقصد هم می خورد

جام شرابی داشت جلاجل دستش علی آن سنه
شیعه نمی شد هر که كره زمين آن پايدار ناچیز می خورد!

جلاجل بیعتِ بیعت شکن ها هیچ خیری نیست
جلاجل بیعتِ فردی که جلاجل ظهور نوفه می خورد

هر کس که مِهر غیرِ حیدر جلاجل دلش می رفت
كره زمين لیست وامق ها نامش خامه می خورد

ایرانیان توسط اخفاك بیعت توسط علی کردند
اصلا پیمبر هم نوفه روی فارس می خورد!

فعلاً که توسط اذن علی شعرگو شدم،ای کاش
شعرم گره توسط شعرهای محتشم می خورد

بالاتر كره زمين دستگاه بافندگي علی دستی نيستي آنروز
تقدیر مجتهد داشت توسط حیدر رقم می خورد

شعرگو : احسان نرگسی رضاپور