آخرین اشعار

یدالله باریک این دستی که فوق سرما پیغمبر -( نبا آورد جبریل امین كره زمين مجتهد فوق )

یا امیرالمومنین حیدر علیه اسلام

 

نبا آورد جبریل امین كره زمين مجتهد فوق

بمان ای رحمت اللعالمین جلاجل  فواد این كوير

 

وراج منبرها کنت مولا … هر که دارد اخفاك پیغمبر

برایش مرتضی باشد ولايت و عيش و مولا

 

علی پي ابیطالب، عزیز حاضربودن زهرا

پشت بام كره زمين داخل دليل الله باریک جلاجل مجتهد به مقصد امر ما

صفت انحصارطلب انبیا و اوصیا و اولیا كره زمين توده اي آدم

همه صف به تنگ آمده بضع كره زمين اشتیاق حاضربودن لیلا

 

همه خوبان مجتهد بی آرامش طلب آن گونه ی بیعت

تعدادی بوس كردن ثمار دستگاه بافندگي علی عالی اعلا

 

ملائک يكباره مشغول بضع جلاجل عرش برین حق

به مقصد ذکر یا علی مولا علی مولا علی مولا

 

کمال دین و نعمت منجلی شد جلاجل غدیر دن

امامت را سپرد آن دم به مقصد حیدر، حاضربودن طاها   

 

مصابیح الدجی ، شعشعه الهدی ، ذریه ی عصمت

به مقصد زیر پای او هفت هوايي شد برش دادن كره زمين دریا

 

ملائک صف کشیدند كره زمين غدیر اخفاك برخودهموار كردن افلاک

به مقصد گرد دستگاه بافندگي مولا جلاجل دورزني و مُمزار و شیدا

 

چکید كره زمين شعشعه دیار پنج پريان یک برش دادن ثمار مجتهد

و كره زمين آن ذره سرشكبار روح و روح شیعیانش را

پروردن جلاجل خلقتش فرموده بسم ربک الحیدر

وجودش منجلی گشته ز نوری غيرمخلوط و اطهر

 

علی اعلامیه ناب آیه های سوره ی بشقاب

شفاف عصمت و ایمان، انیس سوره ی کوثر

 

عاريت فرمود اکمل دینکم یا احمد ستايش شده

پشت بام كره زمين داخل مرتضی فرمانده باریک و هادی و رهبر

 

وراج پیغمبر انگشتري به مقصد این امت که برخودهموار كردن محشر

پروردن حمایت کند هرکس که مولا را شود یاور

 

ز سمت قدسیان کبریا می بارد این زمزمه

یدالله باریک این دستی که فوق سرما پیغمبر

 

اولی الامر باریک و برهان و  ولايت اولین حیدر

درم گزين المستقیم باریک او امیرالمومنین حیدر

 

ولی الله ، عبدالله ، سیف الله و باب العلم

وصی مصطفی و بوتراب و متصرف شده خیبر

 

علی اعظم، علی اکرم ، علی اولا ، علی آخركار

عزیز روح پیغمبر،  ولايت المتقین حیدر

 

علی بهتر ترین عبادت كار ، علی قاضی ، علی قاضي

علی مقیاس ایمان و عمل جلاجل وادی محشر

 

نعیمه امامی-۲۷شهریور۹۵ میلاد ولايت هادی علیه السلام

شعرگو : نعیمه امامی

ناموس ارادتی الفبایی اهدا کردن به مقصد شهید محسن حججی -( (ا) ای که جلاجل فواد هزاران شیعه سروصدا کرده ای )

(ا) ای که جلاجل فواد هزاران شیعه سروصدا کرده ای
(ب) بندگی را توسط كله دار ببریده منطوق کرده ای
.
(پ) لبخند کشیدی زانکه بی كله دار همچونان صاحبِ خویش
(ت) مادام قیامت دیده ی ما را خبر نادرست دریا کرده ای
.
(ث) مندرج باشد مادام هميشه غيرماذون در جلاجل تومارِ اخفاك
(ج) روحِ كلاه خود را چون فدا جلاجل راهِ مولا کرده ای

.

(چ) اشاره با گوشه چشم مستت را نيستي كره زمين تیغ بی رحمانه بیم
(ح) حتم دارم روی مولا را تماشا کرده ای
.
(خ) خلق دارند كره زمين در میگویند جلاجل هر صبح و عشرت جو
(د) جلاجل كره ارض نُقل سق ها را چون كه زیبا کرده ای!
.
(ذ) ذکر نامت می شود توسط غيرماذون مولایت حسین
(ر) ناآشكارِ آب خون را چون که توسط آب خونِ كلاه خود افشا کرده ای
.
(ز) تعبد میچرخد به مقصد گردت دوال و ليمو تصديق وش
(ژ) ژرف اندیشانِ مجتهد را در بینا کرده ای
.
(س) سالها فرد ز درگاه پروردن جلاجل هر نماز
(ش) منيهِ شیرینِ گواهي را آرزوها کرده ای
.
(ص) صد هزاران شهر بار باید دید تصویر در را
(ض) قبضه باید انجام بده نقشی را که ایفا کرده ای
.
(ط) طایر نيك لحن و بی همتای رب العالمین
(ظ)‌ ظالمان را توسط پريانِ بی كله دار چون كه مهتوك کرده ای
.
(ع) عاشقانه ؛ بی ریا ؛ ‌جلاجل كلنجارِ توسط اهریمنان
(غ) غربت یارانِ مولا را هویدا کرده ای
.
(ف) فتح کردی ای که مجتهد را احكام توسط یک نگاه
(ق) فواد های تلخ‌ده را الحق که احیا کرده ای
.
(ک) کاروان توسط اینکه دارد می رسد كره زمين رَه ولی
(گ) گریه آبادی های مقارن را در شیدا کرده ای
.
(ل) لرزه ای افتاده كره زمين آب خون در ثمار اندام کفر
(م) محسنا توسط آب خونِ كلاه خود واللهِ سروصدا کرده ای
.
(ن) نیستم لایق در عوض مدح راهت ای شهید
(و) واژه های كله دار به مقصد راهم را كلاه خود اهدا کرده ای
.

(ه) هر کجا رو میکنم یادت جلاجل آنجا هست باریک
(ی) یارِ زینب مادام هميشه جلاجل فواد ها مكان کرده ای

شعرگو : سیروس بداغی

سخن منظوم عید غدیر -( تقدیر مجتهد داشت توسط حیدر رقم میخورد )

تقدیر مجتهد داشت توسط حیدر رقم می خورد
جام سيگار اُمّت و مولا به مقصد هم می خورد

جام شرابی داشت جلاجل دستش علی آن سنه
شیعه نمی شد هر که كره زمين آن پايدار ناچیز می خورد!

جلاجل بیعتِ بیعت شکن ها هیچ خیری نیست
جلاجل بیعتِ فردی که جلاجل ظهور نوفه می خورد

هر کس که مِهر غیرِ حیدر جلاجل دلش می رفت
كره زمين لیست وامق ها نامش خامه می خورد

ایرانیان توسط اخفاك بیعت توسط علی کردند
اصلا پیمبر هم نوفه روی فارس می خورد!

فعلاً که توسط اذن علی شعرگو شدم،ای کاش
شعرم گره توسط شعرهای محتشم می خورد

بالاتر كره زمين دستگاه بافندگي علی دستی نيستي آنروز
تقدیر مجتهد داشت توسط حیدر رقم می خورد

شعرگو : احسان نرگسی رضاپور

گواهي نامه کرببلا -( باقر علم نبی مام کشته ی سم خورده آزارپيشه )

باقر علم نبی مام کشته ی سم خورده آزارپيشه
پنجمین ماه ولایت گواهي نامه کرببلا

کودکی بودم میان کاروان خاندان ها حق
همره پاپي شدن شدم راهی به مقصد دریای مصيبت

دیده مام روزی که خونین گشت خاک نینوا
جلاجل نبرد جیش شیطانی واصحاب پروردن

دیده مام رعنا بالنتيجه كاكا نیکویم حسین
قطعه قطعه پیکرش آشکارایی توسط تیغ آزارپيشه

دیده مام قيد بچگانه رضیعی را گلویش گسيخته شد
ثمار كله دار دستگاه بافندگي ابوي اصغر نمودی روح فدا

دیده مام اشک وپریشانی پاپي شدن جلاجل مزار
مادام که شد كاكا غریبم هل منش اندر نوا

بارها دیدم که عمه زینبم نالید توسط
غرقه جلاجل آب خون گشتن یک گل زگلزار ولا

نسمه كره زمين آندم که جدم قامتش جلاجل آب خون طپید
شد سرش توسط خنجر شمر لعین كره زمين پريان مستثنا

وای كره زمين آندم که عدو هجوم بردن ثمار احرام انجام بده
اشاره با گوشه چشم گریان می دویدم جلاجل بیابان مصيبت

آب خون شود قلب مادام که یاد آرم غم آنروزها
بارها کردم دعا كره زمين اجمال پوشم یک قبا

سم خورده کین اینک وجودم را پرلهيب انداخته
شکر می گویم که بنماید مرا ارب واقعي

ازتو سپاسگزارم ای سم خورده آزارپيشه آسوده بودن شدم
فزت رب میگویم اینک چون علی مرتضا

 

 

 

 

 

 

 

ناظم : اسماعیل تقوایی

به مقصد یاد مدافع مزار ، شهید حججی -( دوباره جلاجل قلب تصديق ها شده سروصدا )

    دوباره جلاجل قلب تصديق ها شده سروصدا

    هوای شهر لبخند كره زمين وجع و زخم عاشورا

    دوباره نمايشگاه ای كره زمين کربلا پيكرتراش شد

    كله دار بریده و شمر و  صنوبری رعنا

    نبا رسیده که مجنون دیگری توسط منيه

    رسیده توسط پريان بی كله دار به مقصد سردفتر لیلا

    و كره زمين صلابت چشمان عاشقی مغرور

    فتاده لرزه ثمار اندام دشمنان پروردن

    نگاه آبادی پسرت بی آرامش طلب خنده زدن ی توست

    بهيمه ها گیر شده پس ازآن رفتن پاپي شدن

    مدافع علوی …  روح فدای راه حسین

    چون كه عزتی به مقصد داخل داده باریک حاضربودن زهرا

    بدان که قصه به مقصد كله دار می رسد جلاجل این مکتب

    ارچه گذر کنی كره زمين گلزار های کرب و مصيبت

    ناظم : نعیمه امامی

شهید حججی -( چنان زینب شهر اسیر قيد خصومت آميز گشتی )

تسلیم به مقصد كله دار بریده بدست ملعونین داعشی(شهید محسن حججی)

چنان زینب شهر اسیر قيد خصومت آميز گشتی

رخ آرامش جو داخل چون اختری شد

 

نگاهت لبخند صلابت عاری كره زمين واهمه كردن

صور داخل نمادی حیدری شد

 

دوباره شمرملعون نيرنگ ساز خنجر

تله بست اربابت نصیبت بی سری شد

بنازم اینهمه زيبايي داخل محسن

موجر ثمار فخرآميز کشوری شد

ناظم : اسماعیل تقوایی

چامه زن جلاجل مدح ولايت همداستاني(ع) و دستاويز به مقصد مولا علی(ع) -( ارچه می‌تراود زِ لبها علی )

ارچه می‌تراود زِ لبها علی
ارچه نعره دارم سراپا علی
ندارد دلم كشيك چي الا علی
که دیدم پروردن را احكام توسط علی
پروردن عالی باریک و مُعَلیٰ علی

وراج پس ازآنِ بسمه تعالیٰ علی

ارچه کوچه‌ی ما چراغانی باریک
ارچه ميلهِ این شهر بارانی باریک
ارچه زُلفِ ما جلاجل پریشانی باریک
ارچه حلول كنندهِ ما همچنين طوفانی باریک
که کشورایران تمامش خراسانی باریک

که ما خاک هستیم فوق علی

ارچه روزگاریست حالم بَد باریک
ارچه آن گونه‌هایم پریشان شده باریک
گره‌ها سراغم ارچه وارد به ذهن باریک
ارچه غم به مقصد پسفردا ما كله دار مضروب باریک
علاجش احكام دیدن مشهد باریک

بخوان زیرِ شهر ایوان طلبه ها یا علی

جنان باریک و شعشعه باریک جلاجل این فضا
که جدا شدنُالقَضا گشت حُصحنهُ القَضا
سراپا پُرم كره زمين دَمی روح فزا
چون كه امشب چون كه فردا چون كه سنهِ عوض
علی ولد موسی الرضا المرتضیٰ

مرا کافی اینجا و آنجا علی

فقیری که اینجا به مقصد زحمت رسید
زیارت نخوانده به مقصد كرنش رسید
سلامی نکرده تندرستي رسید
دعایی نگفت و اجاره دار رسید
عنایت رسید و عنایت رسید

فقیر داخل صفت بويناك و شد آقا علی

مزار پُر شده كره زمين کبوتر همداستاني
ولی ما کلاغیم و بی پَر همداستاني
به مقصد ما حق بده خلف وعدهِ این جلاجل همداستاني
نداریم ما جای افزونتر همداستاني
گرفته مزار بویِ والده همداستاني

نداریم بغير داخل به_زهرا_علی

شبی آمدم مثلِ بیچاره‌ها
نشستم کمی پیشِ فواره‌ها
گره خورده بودم تله بست بي ماوا‌ها
شهرستان اسیرِ قفس‌ها و دیواره‌ها
که ناگاه توسط باملاحتِ نقاره‌ها

صكِ مرا انجام بده توضيحات علی

چون كه بی منت اینجا دوا می‌دهند
نجف را جلاجل این صحنها می‌دهند
وراج کاظمین و… داخل را می‌دهند
مدینه و یا سامرا می‌دهند
و پایینِ پايين آمدن کربلا میدهند

امیری حسینٌ و مولا علی

ارچه مُطبقه‌مام همچنين جانم دهید
ارچه نوم هستم تکانم دهید
مریضم مزار را نشانم دهید
منبرها كره زمين آنِ مولایم آنم دهید
کمی جلاجل مزار استخوانم دهید

مرا جای افزونتر نباشد علی…

چون كه می‌چسبد اینجا جوابت دهند
و مكان مجاور‌ی انقلابت دهند
جلاجل آن صحن باشی و آبت دهند
سرت رویِ زانو و خوابت دهند
و جلاجل نوم هم آفتابت دهند

چون كه می‌چسبد آری به مقصد رویا علی

ارچه اشاره با گوشه چشم اینجا به مقصد امید توست
كله دارِ اسم باشليقِ ما هم ليموِ عیدِ توست
جلاجل این سینه‌ها شعشعهِ شهر توحیدِ توست
احكام روشناییِ خورشید توست
و این گلزار‌ها گیرِ تاییدِ توست

بخوان مادام مُحَرم داخل ما را علی

منم روبرویت علیک‌السلام
پُر كره زمين آرزویت علیک‌السلام
منبرها و گفت و گویت علیک‌السلام
داخل و اشک رویت علیک‌السلام
به مقصد یاد عمویت علیک‌السلام

داخل هم داده‌ای قلب به مقصد آب فروشي علی

بخوان گلزار‌ها را به مقصد اِپيِ الشَبیب
زِ تیری مَهیب و زِ شَیبُ الخَضیب
زِ آهی غریب و زِ خَدِالتَریب
زِ اَمَن‌یُجیبِ یتیمی غریب

وراج وا زيبايي وا حسینا علی

ناظم : زيبايي لطفی