آخرین اشعار

ولادت ولايت زيبايي مجتبی (ع) -( كره زمين آسمونا می‌به دفعات )

كره زمين آسمونا می‌به دفعات

خورشید و ماه و ستاره

کل ، کیهان ، اومدن برنده نظاره

بارونیه آسمونا

ریسه کشی کهکشونا

ورده به مقصد روی زبونا ، زيبايي

روح ، ليمو کریمه

قلب شده بیمه

میده به مقصد کل شیعه هاش علی ولیمه

یا ، کریم خاندان ها فاطمه

******

عالمه خیره به مقصد دستاش

مثل ستاره س دوچشماش

كره زمين بس ، عاشقانه ، خداهم شده خاطرخواش

کیهان ندیده مثالش

رفته به مقصد زهرا خصالش

مثل علی ه جمالش ، زيبايي

رو ، لباترنم

غصه شده گم

اومده بانی کرم  قبلهءدوم

یا ، کریم خاندان ها فاطمه

******

رئيس ديوان خیر کثیره

توی کرم بی نظیره

واسه ، نوکر ، امید قلب و مجیره

اسمش منبرها و میکنه مست

بی مثله و فوق العادس

والله که چیز دیگست ، زيبايي

روح ، تک و بی همتاس

پرچمش بالاست

گل پس نشيني ارشد بوتراب و زهراس

یا ، کریم خاندان ها فاطمه

ناظم : همداستاني رسولی

www.emam8.com دانلود سبک

مدح مولا ولايت زيبايي (ع) -( جلوه اش زمانی کریم العفو شد زمانی زيبايي )

جلوه اش زمانی کریم العفو شد زمانی زيبايي
منبرها گمان کردم بديل کرده ست آفل پیرهن

عقلايي را پای رسیدن نیست آنجایی که اخفاك
جلاجل مصاف تیغ ابرویش به مقصد پريان دارد کفن

ميغ لطفش جلاجل زمین نگذاشت فصلی به استثناي بهار هنگام
كره زمين قدمهایش نمانده هیچ ردی به استثناي قليب

چونکه او باشد شفیع ما به مقصد دوال رستخیز
می شود شهر بار گناه منبرها به مقصد دوزخ سرزنش كننده

 صبح پیشانی او چون دوال محشر كله دار زند
ويد ای ثمار ما نمی ماند به مقصد غیر كره زمين مشتعل شدن

کاسه ها لبریز خواهد شد ارچه روزی شود
برش دادن ای كره زمين صبر او بین كورس مجتهد سرشکن

زيبايي رو انجام بده و “خیال” هستیم كره زمين دستگاه بافندگي رفت
جلاجل بساطم نیست چیز دیگری به استثناي خطا كردن

شعرگو : محمد بختیاری

سخن منظوم جدید ولادت ولايت زيبايي (ع) -( ای ربنای فواد همه یا کریم ها )

یا زيبايي پي علی علیه السلام

 

ای رئيس ديوان کرم، زيبايي مجتبی درودگويي

اولا ولايت زادۀ خیر النسا درودگويي

 

بی صفت براق دیدنت شده حیدر، نيك آمدی

روح علی، عزیز قلب مصطفی درودگويي

 

هستی کریم خاندان ها پیمبر که این چنین

می بارد كره زمين حوالی عرش پروردن درودگويي

ای همنشین سفرۀ درماندگان شهر

توسط غربت یتیم و شهرستان اسیر آشنا درودگويي

 

صلحت قیامت باریک و سکوتت قیام اخفاك

 هر لحظۀ سکوت در کرب و مصيبت درودگويي

 

ای ربنای فواد همه یا کریم ها

آقای بی نشانی و صحن و سرا درودگويي

 

افتاده زیر پای شما هر که حاجت ها باریک

سرمایۀ کرامت شهرستان اهل سبكي عقل ، درودگويي

 

كره زمين خاطرت نمی رود آن لفظ کبود

غربت نشین خاطرۀ کوچه ها درودگويي

شعرگو : نعیمه امامی

هجران خدیجه -( اشک ریزان جلاجل کنار بستری پیغمبر باریک )

اشک ریزان جلاجل کنار بستری پیغمبر باریک
زن آزاري چون روح او نالان میان دوار باریک

آنکه بوده یارومونس،حامی همين اش
حيات تازه يافتن مالامال سودش کنون جلاجل آن گونه های آخركار باریک

گوش روح را می سپارد ثمار وصیتهای او
رفتن روح كره زمين پريان جانان براو ناباور باریک

آیه ی ايمن ساختن یجیب آید به مقصد لبهای رسول
روح فدای او که اینسان قلب غمین ومضطر باریک

سالها بوده خدیجه بهر او سنگ شكيبا بودن
حلول كننده خونین فواد مولا كره زمين فراق دلبر باریک

گفت بانو ثمار پیمبر آن گونه های بازپسین
این دلم بستوهي بهر سرنوشت دوطرفه باریک

مادری جلاجل احتضارست وکنار بسترش
فاطمه مشغول ذکر وای والده والده باریک

نسنجيده كره زمين آن دم که پیغمبر به مقصد اشک چشمها
پرحرارت غسل همسرش معاشر فرد دوطرفه باریک

بعدمادر فاطمه مام ابیها می شود
روح فدای دختری که بهر پاپي شدن والده باریک

روزهایی می رسد زهرا ابوي داده زدست
بهر دلداری او آذريون فتاده ثمار جلاجل باریک

غسل زن آزاري شهر بار افزونتر می شود تکرار لیک
آنزمان مشغول غسل جسم زهرا حیدر باریک

 

 

 

 

 

 

شعرگو : اسماعیل تقوایی

یا مجتبی -( جلاجل زمین وآسمان جشن وطرب برپا شده )

میلاد ولايت مجتبی
جلاجل زمین وآسمان جشن وطرب برپا شده
رئيس ديوان ابن جلاجل ماه پروردن زهرا(س)شده

ماه روزه نیمه اش ماه تمامی ناگهان
کز درخشان روی او رخشان همه کیهان شده

اوست ابن علی(ع)وفاطمه(س)،دخترزاده نبی(ص)
ازبرای دخترزاده اکبر مصطفی شیدا شده

نقال تبریک حق گردیده جبریل امین
غيرماذون مولود علی آورده كره زمين فوق شده

كله دار به مقصد پایش زيبايي باشد غيرماذون زیبایش زيبايي(ع)
یوسف گمگشته ی خاندان ها علی پیدا شده

وارد به ذهن آنکس که می گردد کریم شهرستان اهل بیت
هرکریمی را به مقصد کیهان عيش وآقا شده

او ولیعهد علی باشد ولايت ششمین
ره توشه روزش بهر شیعه سنه روح افزا شده

روزداری می کند هر آنکه جلاجل ماه صیام
نیمه نزم چون رسد مجنون این لیلا شده

هرچه می خواهی بستگاه آبادی سنه میلاد زيبايي
چون افزوده رحمت حق برهمه اعطا شده

حاضربودن دليل صفت بويناك شادمان به مقصد میلاد عمو
عازم شهر مدینه زایر مولا شده

ای چه نيك هنگام ولادت ظهورش مادام که شیعه بنگرد
بارگاهی ثمار مزار مجتبی ثمار پايين آمدن شده

ناظم : اسماعیل تقوایی

اظهار تنفر كردن رازگويي توسط پروردن -( آورده ای دوباره بدهکارمان کنی )

آورده ای دوباره بدهکارمان کنی

فکری به مقصد حلول كننده غم رسيده و زارمان کنی

اینجور که دوباره به مقصد ما راه می دهی

اصلا بعید نیست طلبکارمان کنی

توسط اینکه ما به مقصد دستگاه بافندگي داخل سابقه داشتیم

یک دم نخواستی داخل پروردن، خارمان کنی

داخل مهربان ترینی و اصلا نمی شود

توسط آذريونِ جهنمت، آزارمان کنی

ما را زمین ضربت ديده باریک گناهان بی نمره

باید که فکرِ این قلب بیمارمان کنی

منبرها آمدم دوباره رفیقت مصابرت پروردن

لطفی ارچه کنی داخل و بیدارمان کنی

این اشاره با گوشه چشم ها که بوی پردل وجرات نمی دهد

برخودهموار كردن توسط شهید کرببلا یارمان کنی

توسط گریه های فاطمه ات گریه می کنیم

برخودهموار كردن گلزار سماط گلزار دیوارمان کنی

آذريون گرفته ایم جلاجل این بيم برخودهموار كردن

پهلو شکسته كره زمين تب مسمارمان کنی

شعرگو : وحید محمدی

چامه زن رازگويي توسط پروردن و توسط فهمید سرزنش شدن -( سرزنش شدن مام سرزنش شدن نشد هر چون كه که والامنشي کردم )

سرزنش شدن مام سرزنش شدن نشد هر چون كه که والامنشي کردم
منبرها به مقصد ستاری در كريه جسارت کردم
هر چون كه در متحد شدن شدی توسط منبرها الوده ولی
بی حیاتر شده توسط شهواني هموثاقي کردم
رمضان باریک و قلب كره زمين نوم نکندم حيف و ميل
مثل هر اسم باشليق منبرها كره زمين لطف در غفلت کردم

منبرها كره زمين این فلسفه روزه كره زمين این فیض عظیم
به مقصد همین تشنگی جنون مردم آزاري كفايت کردم
روزه هم اشاره با گوشه چشم مرا همچنين نکرده،نکند
عادتم صفت بويناك ارچه هرچه عبادت کردم
هر چون كه هستم كله دار دیوانگی مام میمانم
روزه مام را احكام افطار به مقصد تربت کردم
خواستم كره زمين تشنه روزه بگویم اما
كره زمين گزيده عطش زده اش عاطل ننگ کردم
روزه مام گلزار شد و گلزار مرا میکشدم
یاد ان عطش زده گزيده کرببلا میکشدم

ناظم : زيبايي کردی