آخرین اشعار

ماه عزا -( ناچیز ناچیز خنجه ماه عزا می رسد ز راه )

ناچیز ناچیز خنجه ماه عزا می رسد ز راه
اوقاتِ گریه ثمار شهدا می رسد ز راه
ای قلب دوباره ناله ی نوحوا علی الحسین
كره زمين سمت و صیانت عرش پروردن می رسد ز راه
مهدی تعدادی گلزار ی دلگدازِ دايي خویش
دارد دوباره غرقابه بکاء می رسد ز راه

باید هماره عاری كره زمين هر گنه شویم
وقتی که ماه شهرستان اهل اشتباه می رسد ز راه
برخودهموار كردن آنکه که اشاره با گوشه چشمِ دوطرفه شَه گریه ناچیز کند
وای كره زمين دمی که طشتِ طلبه ها می رسد ز راه

ناظم : سیروس بداغی

سبک زیبای يك جهت كنگاش سینه زنی ولايت حسین (ع) كره زمين مظاهر کثیری نسمت -( می رسه بوی جنان ، می خونم سینه زنان ، پروردن اسمتو روی دلا نوشته )

آكروبات اولا:
می رسه بوی جنان ، می خونم سینه زنان ، پروردن اسمتو روی دلا نوشته
شد برازنده بودن ی منبرها ، که در سابقه ی منبرها ، سفيران بعدیمو کربلا نوشته
بارمو بستمو گوش به زنگ رفتنم ، روح منبرها رفت مزار ، خلف وعده سرش رفت تنم
آرزومه ، توی افسون كردن ، یه روزی مزار بیام ، پای پیاده
روزي و برکت ، اذن حرکت ، كره زمين ولايت همداستاني و دلبرش جواده
(علیک صلی الله، حسین یا ثارالله)
آكروبات دوم

:
السلام ولايت منبرها ، قبه ی در پشت كردن منبرها ، سایه ی سرم ، تموم کار و بارم
خیلی عاشقم حسین، اخفاك صادقم حسین ، منبرها در این کیهان احكام توسط در ندارم
رو به مقصد در می زنم همیشه هر شهرستان بار حسین ، منو خارم نکن، ای گل بی خلنگ حسین
تویی جونم، پسندیده می دونم ، عیار خاک در کمتر كره زمين طلبه ها نیست
قلب ملاکه ، به مقصد پروردن که ، واسه قلب هیچ جایی مثل کربلا نیست
(علیک صلی الله، حسین یا ثارالله)
آكروبات سوم:
گداهات دستگاه بافندگي پرن ، اسیرت بشن حرن ، همه روزی می خورن كره زمين قبل در
منبرها تصدق سرت ، فروغ لمعان به مقصد گور مادرت ، نزاده مادری حتی بدلگام در
در سواره ای و منم پیاده حسین ، به مقصد پروردن کمت كره زمين سرم زیاده حسین
 فروغ لمعان بالذات ، نام زیبات ، گشاينده و گشایش دلی که بغاز
در نگینی ، مايه دینی ، منکر حسین مسلمونیش می نفس نفس زنان
(علیک صلی الله، حسین یا ثارالله)

ناظم : مظاهر کثیری نسمت

www.emam8.com دانلود سبک

یادشان رفته … -( منبرها همین مجاور نشستم که بیایی پاپي شدن )

یادشان رفته…

منبرها همین مجاور نشستم که بیایی پاپي شدن
همه مكان بوی در پیچیده کجایی پاپي شدن

گرچه تاریک و سیاه باریک ويران ها اما
می شناسم  شهواني و عطر مسیحایت را

اشاره با گوشه چشم بگشا و ببین بی کسی مام را اینجا
کنج تاریک ويران ها – ز  در دورم پاپي شدن

آمدی ای همه هستی منبرها شاه غریب
چقدر زخمی و خونین شده ای ماه غریب

صبر آبادی ماماني کنم زخم گلوی در ابوي
و ببوسم گزيده خونین در را شهر بار دگر

كم توان ای كله دار به مقصد كله دار زانوی دردم بگذار
و به مقصد لالایی لبخند سمي شدن و غمم قلب بسپار

اینقدر غصه نخور عمه هنوزم اینجاست
كلام مادام عشرت جو که خير مادام به مقصد همیشه توسط ماست

این چنین رسم سفيران صفت بويناك ..؟ نگفتی پاپي شدن؟
منبرها روی خلنگ بیابان و در هم آن فوق

منبرها که ثمار شب گذشته در شهزاده مجتهد بودم
پس ازآن در توسط غم این قافله همدم بودم

منبرها كره زمين آن کوفه بنامردي و ضعيف چزان دلگیرم
مقفل بودند پشت بام كره زمين در به مقصد قل و زنجیرم

مثل یک دشت اول گدايان و معركه گيران به مقصد پاهای خودم گل دارم
منبرها احكام قد سه ليمو بی در تحمل ناكردني دارم

یادشان رفته که این قافله آقا دارد
این گل پرپر محنت كشيده پاپي شدن دارد

یادشان رفته که شهر اهل مزار و طوبایی
در حسین علی و فاطمه و طاهایی

یادشان رفته که نغن و نمکت را خوردند
پشت بام چريدن شهر اهل مزار را به مقصد اسیری بردند؟

یادشان رفت که عمه مزار الله در صفت بويناك
یادشان رفت حدیث ثقلینت را  گاه

این همه اشاره با گوشه چشم حرامی به مقصد ثمار قد كشيدن او
دارد این غصه ابوي می شکند طاقت او

عمو عباس ارچه بشنود این روژ لب را
آب خون به مقصد پايين آمدن می کند آذريون زند این مجتهد را

عمو عباس کجا رفته دلم كم آب شده
عمه تنهاست.. چريدن رفته … دلم كم آب شده

نذر کردم که ارچه پيمان بیارد آب رسان
منبرها كره زمين آن می گذرم مادام در بنوشی پاپي شدن

گفت داده عمو عباس بیاید توسط پيمان
مادام که آرامش جو بگیرد قلب غمگین رباب

عمو عباس بیاید حرمله می میرد
كره زمين صدای قدم او  نفسش میگیرد

ولی كره زمين طرز نگاهش به مقصد نگاه خشم آلود می آید
حرمله كره زمين عمو عباس خبرها دارد

پوزخندی که به مقصد منبرها زد و در هم دیدی او
به مقصد گمانم نبا كره زمين علقمه دارد و عمو…

شعرگو : نعیمه امامی

زمینه ده ليمو مشرف به موت _ قاسم ولد الحسن -( رجز میخونم ، همچو یه بُت شِآبادی )

قاسم ولد الحسن

رجز میخونم ، همچو یه بُت شِآبادی
بشناسیدم منم ، (قاسم پي الحسن)٢
کفن پوشیدم ثمار پريان
فراهم آورنده صیانت عدو
متلمذِ عباسم منبرها
(هَلْ مِنْ مُبارز ، هَلْ مِنْ مُبارز)٢
حراسی كره زمين مُرْدَن ندارم
اَحْلا مِنَ الْعَسَلْ شُعارم
فدا عَمومْ کاش بشه جونم
منبرها جلاجل پِی (این افتخارم)٢
(جانم فدایت ای عمو روح)۴
******

قاسمِ نوجوان ، مثه یک يل
داخل معرکه انجام بده ، (جنگی نمایان)٢
مهجور میون میدون
قاسمُ وزیر ها بی جون
آخ که میزد هر ملعون
(نیزه و شمشیر ، عدّه ای هم تیر)٢
بیا عمو روح جلاجل بَرِ منبرها
بگیر رو شليطهِت سَرِ منبرها
بیا به مقصد دادِ منبرها برس که
نمونده جون (توو پیکرِ منبرها)٢
(جانم فدایت ای عمو روح)۴
*********

شعرگو : افشین منصوری فر

www.emam8.com دانلود سبک

چامه زن مدح حاضربودن زهرا (س) -( دردی که زهرا میدهد مثل علاج بخش باریک )

دردی که زهرا میدهد مثل علاج بخش باریک
آن کس که دارد آب سوار زهرا را مسلم باریک

توسط دستگاه بافندگي خالی وارد به ذهن خلف وعده درش بد گفتن
هنگام ثمار گشتن ولی یک پايين آمدن سلیمان باریک

کلب جلاجل زهرا كشته شدن هم روزی ما نیست
وقتی که خیل انبیا اینجا مامومي باریک

کل عوالم ریزه خوار مربوط به سفر اش هستند
هر تاچند که جلاجل مربوط به سفر اش فرد احكام نغن باریک

تاييد كردن گشته عشيق این خانقه مائیم
به دلیل اینکه که منبرهاّا شهرستان اهل بیت كره زمين آن سلمان باریک

لطف كورس آن ميزان میکند ثمار ما فارس ها، چون
گریه کنانش زیادتر جلاجل خاک کشورایران باریک

سرتاسر کشورایران ارچه که بیت الاحزان باریک
این مرحمت كره زمين جانب شاه زخمي شدن باریک

مام ابیها والده ما گریه آبادی ها گشت
پشت بام پس ازآن كره زمين این بابای ماها شاه مردان باریک

اذن دخولم را دوباره حیدر توضيحات انجام بده
این برش دادن های اشک لطف شیر یزدان باریک

ذکری که توسط آن فاطمه خوشنود میگردد
هنگامی حسین روح باریک و هنگامی هم زيبايي روح باریک
 

ناظم : ابراهیم لالی

شعر جدید: دارد سکوت ممتد تو می کشد مرا -( حرفی بزن عزیز دلم آسمان من )

دارد سکوت ممتد تو می کشد مرا
این زخم های بی حد تو می کشد مرا

حرفی بزن بیا به سکوت خرابه ها
حالا که تازیانه شده سهم لاله ها

حرفی بزن تمامی دار و ندار من
از روی نی بیا بنشین در کنار من

پیشانی ات شکسته بمیرم برای تو
لب تشنه ای تمام وجودم فدای تو

خون می چکد ز گوشه ی لبها هنوز هم
شرمنده است حضرت سقا هنوز هم

عالم فدای آن لب عطشان تو حسین
زمزم شده است مست و پریشان تو حسین

حرفی بزن عزیز دلم آسمان من
جان می دهم ز دوری تو روح و جان من

قرآن بخوان به صوت حزین ای قرار من
ای کشته ی غریب خدا،  شاه بی کفن

این زینب است زینب تنهای تو حسین
مجنون دلشکسته و شیدای تو حسین

باور نداشتی که پریشان ببینی ام
با دست بسته مضطر و گریان ببینی ام

دشمن غرور حیدری ات را شکست… نه
آن غیرت پیمبری ات را شکست … نه

معجر هنوز روی سرم هست غم مخور
زینب کنار اهل حرم هست غم مخور

رحمی بکن به حال پریشان دخترت
در حیرت است خیره به سر نیزه و سرت

روحش هزار تکه و قلبش شکسته است
چشم انتظار صحبت بابا نشسته است

وقتی که از حوالی مقتل عبور کرد
بی تو تمام خاطره ها را مرور کرد

آنقدر روی خار مغیلان دویده بود
پاهای کوچکش همه زخم و بریده بود

نزدیک قتلگاه تنت را که دیده بود
از زندگی بدون پدر دل بریده بود

از بس که خسته بود و غم و دردسر کشید        
دیگر نخواست بی تو بماند و پر کشید

نعیمه امامی- ۲۰آبان ۹۴

شاعر : نعیمه امامی

شاعر : نعیمه امامی

جدیدترین اشعار زیبا را در شعر اداری بخوانید.. ما جدیدترین اشعار سروده شده را از سراسر دنیای مجازی برای شما جمع آوری نموده و در اختبار شما قرار می دهیم. شما می توانید روزانه مطالب و اشعار جدید را در وب سایت شعر اداری مطالعه نمایید.

شعر جدید: زبانحال شهادت حضرت عباس (ع) به سبک این همه نازک خیالی افتخاری -( هم علمدار تو هستم ـ هم گرفتار تو هستم )

هم علمدار تو هستم ـ هم گرفتار تو هستم
اي نگـار نـازنينم ـ در کجـايي در کجـايـي
من کـه پـرپـر بـر زمينـم ـ لالـه ام البنينم
اي امام مـه جبينم ـ در کجـايي در کجـايـي
روز اول مادرم عبـد و غلامت خوانـده من را
اي به قربان سرت دور سرت گردانده من را
روي تو ماه تمامم       تو اميري من غلامم
اي کمـان ابـرو ببين بر چشم من تير آشنا شد
عاقبت اي هست من دستم ز دامانت جدا شد
* * * * * * * * * *

بر زمين افتاده هستم ـ رفته دست من ز دستم
مـن پريشـانـم پريشـان ـ وا مصيبت وا مصيبت
دانه دانه قطـره اشگم ـ مي چکد بر روي مشگم
جان دهـد سـقاي طفلان ـ وا مصيبت وا مصيبت
مشگ طفلان حرم من با تو گرم گفتگويم
آنقدر گويم کـه تـو هستي تمام آرزويم
قلب سقا را تو مشکن   التماست مي کنم من
در کنـار علقمه گويم مکن از من کناره
وعده آب ترا دادم به طفل شير خواره
* * * * * * * * * *
علقمه دارد تمـاشـا ـ از نفـس افتـاده سقا
کـن نـگـاهـم اي مسيحا ـ يابن الزهرا يابن الزهرا
کـم بزن مولي الموالي ـ بوسـه بر اين دست خالي
کشتي از خجلت تو من را ـ يابن الزهرا يابن الزهرا
ساقي ام اما خجل من تا ابد از کودکانم
از خجالـت در کنـار علقمه بايـد بمانم
از دو ديده خونفشانيد     ديـده بـر راهـم نمانيد
لاله زهرا ببين چون لاله پژمردم حسين جان
آنقدر گويم که با صورت زمين خوردم حسين جان
* * * * * * * * * *
حـال سـقا ديـدني شـد ـ علقمه بوسـيدني شد
چون که دارد بوي زهرا ـ يابن الزهرا يابن الزهرا
با دو دسـتت اي بـرادر ـ تيـر از چشـمم درآور
تـا ببـيـنـم روي زهـرا ـ يابن الزهرا يابن الزهرا
دارم از خونم وضو بر خاک پايش سجده کردم
ياريم کـن تـا کـه من برخيزم و دورش بگردم
تا ابد بر خود بنازم      سـرافرازم سـرفرازم
زائـرم من زائـر زهراي هجده ساله هستم
بازوي خونين خود بر سينه گيرم جاي دستم

شاعر : سید محسن حسینی

www.emam8.com دانلود سبک

جدیدترین اشعار زیبا را در شعر اداری بخوانید.. ما جدیدترین اشعار سروده شده را از سراسر دنیای مجازی برای شما جمع آوری نموده و در اختبار شما قرار می دهیم. شما می توانید روزانه مطالب و اشعار جدید را در وب سایت شعر اداری مطالعه نمایید.